ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٠٥ - باب ٦٤ خبر هرثمة بن أعين در باره مسموم كردن آن حضرت به انگور و انار
خفا و پنهانى غسل همى داده، و چون خيمه برداشته شود تو مرا خواهى ديد كه در كفن پوشيده شدهام، پس مرا بردار و در تابوت بنه و حمل كن، و چون بخواهد قبر مرا آماده كند، ميخواهد قبر پدرش هارون را قبله قبر من قرار دهد، و اين هرگز نخواهد شد و چون كلنگها را بر زمين كوبند، هيچ گونه بر زمين تأثير نكند و باندازه پشت ناخنى زمين را حفر ننمايند، و هر گاه براى كندن زمين كوشش خود را نمودند و نتوانستند كارى از پيش برند از قول من بمأمون بگو: بمن امر كرده است كه يك كلنگ در قبله قبر پدرت هارون بر زمين زنم و چون زدم قبرى ساخته و آماده آشكار مىشود، و چون پذيرفت و قبر پيدا شد، مرا در آن نگذاريد تا از ته قبر آب سفيدى بيرون آيد كه قبر را پر كند تا آب مساوى با روى زمين گردد، سپس در آن ماهيى بطول قبر نمايان شود و بحركت آيد، و تا ماهى در حركت است مرا بقبر نبريد تا اينكه ماهى نهان گردد و آب فرو نشيند، پس مرا در قبر بر، و لحد بگذار، و مگذار كسى بر روى من خاك ريزد، زيرا قبر خود بخود پر و پوشيده شود، هرثمه گويد:
عرضكردم اى سالار من! هر چه فرمودى اطاعت ميكنم، پس حضرت فرمود: