ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٨٥ - باب ٤٦ آنچه از آن حضرت
مسخشدگان را بر آنها نهادهاند، و نيز آن حيواناتى كه استفاده خوراك و هر نوع استفاده ديگرى از آنها حرام است.
مأمون گفت: خداوند مرا پس از تو زنده نگذارد اى ابو الحسن! بخدا سوگند علم صحيح يافت نميشود مگر نزد شما خاندان، و علوم همه پدرانت يك جا بتو رسيده است، خداوند از اسلام و اهلش تو را جزاى خير دهد.
حسن بن جهم گفت: چون آن حضرت برخاست من او را دنبال كردم و آن جناب بمنزل رفت، و من بر او وارد شدم و عرضه داشتم: يا ابن رسول اللَّه سپاس خداى را كه نظر نيك امير المؤمنين مأمون را متوجّه شما ساخت و عقيده او را در باره شما نيكو نمود تا حدّى كه او را بر آن داشت كه احترام شايستهاى از حضرتت بجاى آورد، امام در پاسخ من فرمود: اى ابن جهم آنچه تو از احترام و اكرام او نسبت بمن و گوش دادن او بمطالب من ديدى فريبت ندهد، همانا بزودى مرا با دادن سمّ هلاك خواهد كرد و او بر من جفاكار گردد و من اين را از راه همان عهد معهودى كه از پدرانم از رسول خدا ٦ بمن رسيده است ميدانم (مراد صحيفه جامعه است كه املاء رسول خدا ٦ و كتابت امير مؤمنان ٧ است)، و تو اين مطلب را تا من در قيد حياتم فاش مساز و آن را كتمان كن.
حسن بن جهم گويد: من بإحدى اين ماجرا را در ميان نگذاردم تا اينكه