ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٥٨ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
تعطيل و يا باطل نمودن احرام عمره است، و براى اينكه حجّ بدون عمره نباشد و ميان آن دو فاصله افتد و از يك ديگر تميز داده شوند. و رسول خدا ٦ فرمود:
عمره بحجّ منضمّ شد تا روز قيامت، و عمره واجب ديگرى است سواى حجّ، و اگر رسول خدا ٦ سياق هدى نكرده بود يعنى قربانى بهمراه خود نياورده بود و از براى او جايز نبود كه محلّ بشود تا قربانيها را بمحل خود برساند، او نيز مانند ديگران محلّ ميشد و از احرام عمره خارج ميگشت قبل از اينكه قربانى كند، و از همين رو فرمود: اگر پيش از اين مانند شما قربانى بهمراه نياورده بودم آخرين عمل خود را بجاى مىآوردم چنان كه شما را بدان امر كردم، يعنى پيش از قربانى سر ميتراشيدم يا تقصير مىكردم، لكن من سوق هدى كردم و سائق هدى نميتواند از احرام خارج شود تا اينكه قربانى كند.
مردى در اين ميان برخاست و گفت: يا رسول اللَّه ما بيرون ميرويم در حالى كه حاجّ هستيم و حال اينكه از سرهاى ما آب جنابت ميچكد؟ (مرادش غسل جنابت بود)، رسول خدا ٦ فرمودند: هرگز تو بدين حكم ايمان نخواهى آورد.
و اگر بپرسد: چرا ايّام حجّ، دهه اول ذى الحجّه مقرّر گشته است؟ پاسخ آنست كه: خداوند متعال خوشداشت كه در ايّام تشريق با اين عبادت بدو تقرّب