ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٥٦ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
كنند و احكام دين بياموزند، و چون با قوم و خويشان ملاقات كردند آنها را از نادرست كارى و خطا بترسانند، باشد كه حذر كنند- توبه: ١٢٢)، و در آيه ديگر فرموده: «لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ» (تا بمنفعت تجارت دنيائى و بردن اجر و ثواب اخروى خود حاضر آيند و بهره گيرند- الحجّ: ٢٨) شرح: «بايد دانست كه آيه مباركه در قرآن سياق و صدرى دارد كه از ظاهر آن رفتن بجهاد فهميده مىشود، و آن چنين است: حكم جهاد كه آمده، بسببى كه در آيات قبل ذكر شده، مردان مؤمن جملگى در بسيج اسم نوشته و حاضر و آماده رفتن بسريه ميشدند، در اين ميان رسول خدا ٦ در مركز تنها ميماند، آيه آمد كه وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً* فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ- تا آخر آيه» يعنى (لازم نيست مؤمنان همگى بسيج شوند، چرا از هر قومى، جماعتى از مؤمنين براى نبرد نروند تا بقيه نزد رسول خدا بمانند و آياتى كه نازل مىشود و رسول خدا براى آنان بيان ميكند فرا گيرند، و آن جماعت رفته چون باز گشتند اينان مطالبى را كه آموختهاند بايشان بياموزند)، پس آيه و لو اينكه ظهور در رفتن به سريه و نبرد را دارد، ولى ذيل آيه و جوب تفقّه در دين را در بردارد و امر بدان ميكند لذا در روايات اهل بيت- عليهم السّلام- به اين آيه مباركه براى وجوب تفقّه در دين استشهاد شده است، نه بوجوب «نفر» براى تفقه در دين، زيرا رسول خدا ٦ خود آموزگار فقه است از نزد او بكجا روند تا فقه آموزند، چنان كه اكنون در اين روزگار نميتوان به اهل قم يا هر مركز علمى ديگر گفت: چرا كوچ نمىكنيد و به اطراف نمىرويد تا علم بياموزيد، پس مراد از تحريص آموختن است نه كوچ كردن، و در اين صورت استشهاد به آيه درست و بجا است، و در صورتى كه تحريص به نفر آيه را، نفر به تحصيل علم تصور كنيم اشكال پيش مىآيد، و اللَّه اعلم