قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٢ - موارد جريان قاعده
نور وجود از مبدأ جود به مرحلۀ هيولا، كه انفصال محض است، نمىرسد مگر به طريق مرور و عبور از جميع مراحل متوسط وجود كه آن را قوس نزولى مىخوانند.
چنانكه وجود در مراحل استكمال، از مقام هيولا به مقام قرب واجب الوجود نمىرسد مگر به طريق مرور و عبور از جميع مراحل متوسطۀ وجود كه آن را قوس صعودى مىخوانند. پس از ذكر اين مقدمه، گفته مىشود چنانكه بسيارى از موجودات متوسط در قوس نزول به وسيلۀ قاعدۀ امكان اشرف اثبات مىشوند؛ بسيارى از موجودات متوسط در قوس صعود نيز به وسيلۀ قاعدۀ امكان اخس اثبات مىشوند.
ملاّصدرا در كتاب اسفار براى اثبات موجودات متوسط به وسيلۀ قاعدۀ امكان اخس سه مورد را از باب مثال ذكر مىكند. در اينجا به ذكر مورد اول بسنده مىكنيم و آن عبارت است از اينكه هرگاه براى زمين و هركدام از عناصر بسيط در عالم مفارقات و عقول عرضيه، يك مدبّر عقلى و صورت مثالى اثبات شود كه آن را ربّ النوع آن عنصر بسيط مىنامند، براى هركدام از آنها در عالم نفوس و جهان برزخى نفس نباتى اثبات مىشود كه داراى حيات نفسانى و قوۀ خياليه است؛ زيرا وصول عنصر بسيط به مقام عقل مدبّر و ربّ النوع، بدون مرور از مقام نفس نباتى، موجب طفره است و طفره محال است.
پس با اثبات عقل مدبّر، يعنى موجود اشرف در مراحل قوس صعود، نفس نباتى، يعنى موجود اخس، نيز اثبات مىگردد ١. با توجه به مطالب گذشته معلوم مىشود كه دو قاعدۀ امكان اخس و امكان اشرف با يكديگر نسبت معكوس دارند.
نقش قاعدۀ امكان اشرف، در قوس نزول ظاهر مىگردد و نقش قاعدۀ امكان اخس در قوس صعود. يعنى در قوس نزول با اثبات وجود نفس، وجود عقل نيز بهوسيلۀ قاعدۀ امكان اشرف اثبات مىشود؛ ولى در قوس صعود با اثبات عقل مدبّر براى عناصر بسيط، نفس نباتى نيز بهوسيلۀ امكان اخس ثابت مىشود. و بهاين ترتيب در قاعدۀ امكان اشرف، با اثبات نفس ناطقه، «عقل» ثابت مىشود و در قاعدۀ امكان اخس، با اثبات عقل، «نفس ناطقه» ثابت مىگردد.
حاج ملاهادى سبزوارى، در تعليقه بر اسفار، در مورد موجوداتى كه بهوسيلۀ قاعدۀ امكان اخس اثبات مىشوند مثالهاى زير را ذكر كرده است: ٢
[١] همانجا.
[٢] همان. ص ٢٥٨، پاورقى.