قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣ - مقدمه
٥. قاعدۀ قرعه
٦. قاعدۀ لا تعاد
توجه به اين نكته در اينجا لازم است كه وجود اينگونه قواعد، تنها به علم فقه اختصاص ندارد؛ بلكه در ساير علوم، بهويژه فلسفه نيز نظير آنها را مىتوان يافت. يك بررسى كوتاه در آثار فلاسفۀ اسلامى به خوبى نشان مىدهد وجود اينگونه قواعد، كه همواره برزخ بين مبادى و مسائل مىباشند، در فلسفه فراوان است.
نگارندۀ اين سطور كه از مدتها پيش، ضمن بررسى در آثار فلاسفۀ اسلامى توجه خويش را سخت به اين نكته معطوف كرده بود، همواره در صدد بود همانطور كه جمعآورى اين قواعد در فقه اسلامى به وسيلۀ برخى فقها انجام گرفته و اين خلأ پر شده است، در فلسفۀ اسلامى نيز اين نقصان را جبران سازد. توفيق اين كار از سوى پروردگار هنگامى بهدست آمد كه تحصيلات دورۀ دكترى را در رشتۀ فلسفه و حكمت اسلامى به پايان رسانيد و موضوع پاياننامۀ خود را تحت عنوان قواعد كلى فلسفى در فلسفۀ اسلامى انتخاب كرد. براى بررسى و تنظيم قواعد فلسفى بيشتر آثار فلاسفه و متكلمين اسلامى مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفت و محصول آن پژوهشها به صورت رسالهاى شامل يكصد قاعدۀ فلسفى گرد آمد.
در تنظيم قواعد نكات زير رعايت شده است:
١. هريك از قواعد با عنوان معروف خود مطرح شده به طورى كه اگر احيانا مفاد يك قاعده در كتب مختلف با عبارات مختلف ذكر شده، آن عبارت كه از همۀ عبارات معروفتر است، انتخاب شده و عنوان قاعده قرار گرفته است.
٢. چون متون اصيل و با اهميت در فلسفۀ اسلامى بيشتر به زبان عربى نوشته شده، حفظ عنوان اصلى قواعد ايجاب مىكرد كه هريك از آنها با متن اصلى عربى مورد بررسى قرار گيرد.
٣. كليۀ قواعد به ترتيب حروف تهجّى گرد آمده و ملاك تقدم در هرقاعده حرف اول آن مىباشد.
٤. حرف اول در هرقاعده، بدون الف و لام تعريف يا كلماتى از قبيل «كل» ، «بعض» و مانند آن، در نظر گرفته شده است، بهطورى كه مثلا قاعدۀ «الواحد لا يصدر عنه الا الواحد» ، در حرف «واو» مورد بحث قرار گرفته و قاعدۀ «كل ممكن زوج تركيبى له ماهية