قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢ - مقدمه
خارج نخواهند بود، يا از سوى فراگيرنده پذيرفته مىشوند يا مورد انكار قرار خواهند گرفت. اگر از سوى فراگيرنده پذيرفته شوند، اصول موضوعه نام دارند، ولى اگر مورد انكار قرار گيرند، مصادرات ناميده مىشوند.
صدرالمتالهين شيرازى در اين باب داد سخن داده و در تعليقهاى كه بر كتاب شفاى ابن سينا نوشته، پس از اينكه يكايك اجزاء علوم را به تفصيل مورد بحث قرار داده مبادى را «منها البرهان» ، مسائل را «لها البرهان» و موضوعات را «عليها البرهان» خوانده است.
عبارت وى در اين باب بدينگونه است:
فالمبادى منها البرهان و المسائل لها البرهان و الموضوعات عليها البرهان و الغرض فيما عليها البرهان، الاعراض الذاتيه. ١
با توجه به آنچه ذكر شد، به روشنى معلوم مىشود، براى تشكيل برهان و اثبات مسائل در هريك از علوم، مبادى سهم بسيار عمدهاى را به عهده دارند، ولى هنوز معلوم نيست برخى قواعد، كه زيربناى بسيارى از مسائل در هريك از علوم واقع مىشوند، از اقسام مبادى علم به شمار مىآيند يا نه؟ آنچه موجب اين ابهام شده اين است كه پارهاى قواعد داراى دو حيثيت «منها البرهان» و «لها البرهان» مىباشند. بنابراين، هم مىتوانند از اقسام مبادى به شمار آيند و هم مىتوانند در رديف مسائل قرار گيرند.
در علم فقه تعدادى از قواعد را مىشناسيم كه داراى دو خاصيت «منها البرهان» و «لها البرهان» مىباشند. اين دسته از قواعد از يك جهت در رديف مبادى قرار مىگيرند و از جهت ديگر در زمرۀ مسائل به حساب مىآيند.
برخى از فقها، باتوجه به آنچه در اينجا ذكر شد، كوشيدهاند اينگونه قواعد را از ساير مسائل فقهيه جدا سازند و آنها را در يك مجموعه گرد آورند. براى رفع هرگونه ابهام در اين باب، كه چگونه ممكن است يك قاعدۀ فقهى فيمابين مبادى و مسائل، برزخ واقع شود، پارهاى از اينگونه قواعد به عنوان نمونه در اينجا ذكر مىگردد:
١. قاعدۀ يد
٢. قاعدۀ فراغ
٣. قاعدۀ تجاوز
٤. قاعدۀ لاضرر
[١] شفا، الهيات، تعليقۀ ملاصدرا. ص ٤.