قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٧٧ - كل ما صح على الفرد صح على الطبيعة من حيث هى
ماهيت لا بشرط مقسمى كه نسبت به همۀ اقسام سهگانه، لا بشرط است و از هرگونه قيد و شرطى از هرجهت عارى و منزه است؛ زيرا مقسم، اگر نسبت به اقسام لا بشرط نباشد، هرگز قابل تقسيم به آن اقسام نخواهد بود، بنابراين ماهيت لا بشرط، به يك اعتبار از اقسام ماهيت است، كه داراى دو قسيم «بشرط شىء» و «بشرط لا» مىباشد؛ و به يك اعتبار مقسم ماهيات است، كه از هرگونه قيدى آزاد و رهاست. تفاوت ميان ماهيت لا بشرط قسمى و ماهيت لا بشرط مقسمى در اين است كه ماهيت لا بشرط قسمى مقيد است به لا بشرط بودن؛ و در حقيقت بىقيدى براى آن يك قيد است؛ ولى ماهيت لا بشرط مقسمى از قيد لا بشرط بودن نيز منزه است؛ و هيچگونه قيدى و شرطى در آن راه نيافته است؛ و چون از هرگونه قيدى آزاد است، با هرگونه قيدى نيز سازگار خواهد بود؛ كه گفتهاند: «لا بشرط يجتمع مع ألف شرط» . بنابراين نسبت كلّى طبيعى به افراد، مانند نسبت أب واحد به أبناء نيست؛ بلكه مانند نسبت آباء و ابناء است؛ چنانكه محقق تفتازانى در تهذيب مىگويد:
و الحقّ أنّ الطّبيعى بمعنى وجود أشخاصه ١.
فيلسوف همدانى كه به عنوان رجل همدانى معروف گشته است، نسبت كلى طبيعى را به افراد مانند نسبت أب واحد به اولاد مىدانسته است. از اين جهت مورد طعن ابو على سينا قرار گرفته و به عنوان رجل همدانى از وى نام برده شده است.
با توجه به آنچه در باب كلى طبيعى گذشت، صحت مفاد اين قاعده بهروشنى معلوم مىگردد كه هرآنچه بر فردى از افراد طبيعت يك شىء قابل حمل باشد، بر نفس طبيعت آن شىء نيز قابل حمل است؛ و آنچه بر نفس طبيعت شىء قابل حمل نباشد، بر هيچيك از افراد آن شىء قابل حمل نخواهد بود.
دليل اين قاعده اين است كه كلى طبيعى كه عبارت است از ماهيت لا بشرط مقسمى، عين فرد است. بنابراين، آنچه بر فرد صحيح و قابل حمل است، بر طبيعت آن فرد نيز صحيح و قابل حمل است؛ چنانكه حاج ملاّ هادى سبزوارى در مقام اعتراف به صحت مدلول قاعده مىگويد:
و سرّه إنّ اللاّ بشرط و لا سيّما المقسمى عين الفرد فصحّة شىء على الفرد عين الصّحّة على الطّبيعة ٢.
[١] تهذيب المنطق، ص ٤.
[٢] الاسفار الاربعة. ج ١. ص ١٠٨، حاشيۀ س ره.