قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٣٢ - الشىء ما لم يجب لم يوجد
جايز نيست؟ پاسخ به اين پرسش هنگامى كه كار مرجّح به سرحدّ وجوب نرسيده باشد، قطعا مثبت است. بنابراين، جواز عدم از ذات شىء ممكن الوجود هرگز برداشته نمىشود؛ مگر اينكه كليۀ راههاى عدم بر آن بسته شود و اين همان رسيدن به سرحدّ وجوب است.
شيخ الرّئيس ابو على سينا به تفصيل از اين قاعده سخن گفته و در بيشتر آثارش آن را مورد بحث قرار داده است؛ چنانكه مىگويد:
فصل فى أنّ ما لم يجب لم يوجد. فقد بان أنّ كلّ واجب الوجود بغيره فهو ممكن الوجود بذاته و هذا ينعكس؛ فيكون كلّ ممكن الوجود بذاته فإنّه إن حصل وجوده كان واجب الوجود بغيره لأنّه لا يخلو إمّا أن يصحّ له وجود بالفعل و إمّا أن لا يصحّ له وجود بالفعل؛ و محال أن لا يصحّ له وجود بالفعل و إلاّ كان ممتنع الوجود. فبقى أن يصحّ له وجود بالفعل. فحينئذ إمّا أن يجب وجوده و إمّا أن لا يجب وجوده؛ و ما لم يجب وجوده فهو بعد ممكن الوجود لم يتميّز وجوده عن عدمه و لا فرق بين هذه الحالة فيه و الحالة الأولى لأنّه قد كان قبل الوجود ممكن الوجود و الآن هو بحاله كما كان. . . ١
اين بود پارهاى از آنچه ابن سينا در اين باب تقرير كرده است. ذكر همۀ مطالب در اينجا موجب تطويل مىشود؛ بنابراين از ذكر آنها خوددارى مىگردد.
شيخ الرّئيس در رسالۀ عيون الحكمة نيز از اين قاعده بحث كرده است ٢.
امام فخر رازى در مقام اقامۀ برهان براى اثبات اين قاعده چنين مىگويد:
ممكن بالذات، كه نسبت به هستى و نيستى در حدّ تساوى كامل قرار دارد، هرگاه با يك سبب خارج از ذات خويش در نظر گرفته شود، از دو حالت بيرون نيست كه به ترتيب عبارتند از:
١. هنگامى كه سبب خارجى با آن در نظر گرفته شود، با هنگامى كه سبب خارجى در نظر نباشد، يكسان است.
٢. هنگامى كه سبب خارجى با آن در نظر گرفته شود، با هنگامى كه سبب خارجى در نظر نباشد، يكسان نيست.
حالت نخست باطل است. زيرا لازمهاش اين است كه سبب در عين اينكه سبب است، سبب نباشد و اين امر خلاف فرض است. (هذا خلف) .
[١] النجاة. ص ٣٦٨.
[٢] عيون الحكمة. ص ٤٩.