قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٦ - پيشگفتار
در اينجا يادآورى يك نكته ضرورى به نظر مىرسد، و آن نكته عبارت از اين است كه ماهيت اگرچه در عوالم مختلف و نشآت گوناگون داراى ظهورات و بروزات مختلف است، ولى در عين گوناگون بودن ظهورات و متفاوت بودن نحوۀ وجودات، يك ذات واحد و حقيقت فارد است. همانگونه كه هيولاى اولى در مسير تطوّر و تحوّل به صورتهاى گوناگون و فعليتهاى مختلف در صحنۀ حيات خودنمايى مىكند، مع ذلك هيولاى اولى در جهان هستى بيش از يك حقيقت نيست.
مطابق آنچه تاكنون ذكر شد، به روشنى معلوم مىشود علم و ادراك نحوهاى خاص از وجود است كه آن را «وجود ذهنى» مىنامند؛ همانگونه كه وجود در خارج نحوهاى ديگر از وجود است كه آن را «وجود خارجى» مىگويند. بنابراين تفاوت بين موجود خارجى و موجود ذهنى صرفا در نحوۀ وجود است؛ ولى ماهيت موجود در ذهن همان ماهيت موجود در خارج است؛ و اين همان نظريۀ دقيق و ابتكارى صدر الدين شيرازى است كه اختلاف بين موجود خارجى و موجود ذهنى را از نوع اختلاف در حمل دانسته و مىگويد: موجود ذهنى، به حمل اولى ذاتى همان موجود خارجى است، ولى به حمل شايع صناعى با آن متفاوت است. شايد اين تعبير دور از حقيقت نباشد اگر گفته شود وجود ذهنى، اشراق نفس ناطقه است كه تشعشعات آن روى ماهيات گسترده و منبسط است. يعنى همانگونه كه وجود منبسط و فيض مقدس رحمانى بر همۀ ماهيات گسترده و با آنها در خارج متحد است، اشراق نفس ناطقه كه همان وجود ذهنى است نيز بر ماهيات گسترده و با آنها در ذهن متحد است. چنانكه گفتهاند: «الحكمة صيرورة النفس الانسانية عالما عقليا مضاهيا للعالم العينى» . با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد، دو مطلب را به روشنى مىتوان دريافت:
نخست آنكه، تقسيم وجود به دو قسم خارجى و ذهنى يك تقسيم اولى است كه بدون هيچگونه واسطه، عارض وجود مىشود؛ يعنى بدون اينكه وجود نيازمند به اين باشد كه پيش از اين تقسيم، به تعيّن طبيعى يا رياضى متعيّن گردد اين تقسيم را مىپذيرد.
بهاين ترتيب تقسيم وجود به دو قسم ذهنى و خارجى همانند تقسيم آن به حادث و قديم، علت و معلول، مجرد و مادى، از جملۀ تقسيمات اوليه و در نتيجه از «عوارض ذاتى ١» آن
[١] عوارض ذاتى، عوارضى را گويند كه بدون واسطه و يا با واسطۀ امرى مساوى، عارض موضوع گردند.