قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٨١ - دكارت و صدر المتألهين
صدر المتألّهين و خودآگاهى انسان
صدر المتألّهين معتقد است آگاهى انسان نسبت به ذات خويش فقط از طريق علم حضورى امكانپذير است. زيرا علم حصولى نسبت به اشياء يا از طريق علت است، مانند كليۀ مواردى كه با برهان لمّى وجود اشياء را ثابت مىنماييم؛ و يا از طريق معلول است، مانند كليۀ مواردى كه با دليل إنّى به وجود اشياء پى مىبريم. ولى آگاهى انسان نسبت به ذات خويش نه از طريق علت است و نه از طريق معلول؛ زيرا وجود ذات انسان براى ذات انسان از همهچيز روشنتر است.
عبارت صدر المتألّهين در اين باب چنين است:
إعلم أنّ إثبات الأشياء الّتى يخفى وجودها على الإنسان بالعلم الحصولى قد يكون بعللها كما فى برهان اللّم و قد يكون بمعلولاتها كما فى برهان الإن و وهم الإنسان لا يذهب إلى إثبات ذاته بعلله فإنّ وجوده له أظهر من وجود علله ١.
دكارت و صدر المتألّهين
زمانى كه صدر المتألّهين در گوشهاى از مشرق زمين نشسته بود و اين سطور را مىنوشت كه آگاهى انسان نسبت به ذات خويش نه از طريق علت است و نه از طريق معلول، زيرا وجود انسان براى خود انسان از همهچيز روشنتر است، در مغرب زمين سطور ديگرى نگاشته مىشد كه آگاهى انسان را نسبت به ذات خويش فقط از طريق معلول امكانپذير مىنمود و آن سطور عبارت بود از اينكه «مىانديشم پس هستم» .
دكارت ٢فيلسوف معروف فرانسوى همانطور كه در روش كسب علم جادۀ كوبيدۀ پيشينيان را رها كرده و راه تازهاى در پيش گرفت، نسبت به خود علم نيز همين شيوه را اختيار كرد؛ يعنى آنچه را از پدر و مادر و مردم و استاد و معلم و كتاب آموخته بود، نيست انگاشت؛ بساط كهنه را برچيده و طرح نو درانداخت.
پس وى بنا را بر اين گذاشت كه جميع محسوسات و معقولات و منقولات را كه در خزينۀ خاطر داشت، مورد شك و ترديد قرار دهد نه به قصد اينكه مشرب شكاكان را اختيار كند كه علم را براى انسان غيرممكن مىدانند؛ بلكه به اين نيت كه به قوّۀ تعقّل و تفحّص شخصى خويش اساسى در علم بهدست آورد و مطمئن
[١] شرح حكمة الاشراق. ص ٢٩٢، تعليقات.
[٢] دكارت در سال ١٥٩٦ ميلادى در شهر لاهۀ فرانسه متولد شد و چون تاريخ وفات ملاّصدرا در سال ١٠٥٠ هجرى ضبط شده كه مطابق است با سال ١٦٥٠ ميلادى، معلوم مىشود در يك زمان زندگى مىكردهاند.