قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٣٧ - فيض كاشانى
از جملۀ مواردى كه صدر المتألّهين به اين قاعده استناد كرده، در باب اثبات وحدانيت إله عالم است. حكما براى اثبات وحدانيت إله عالم، به چند طريق استدلال كردهاند.
يكى از راههاى اثبات وحدت إله عبارت است از اثبات وحدت عالم. براى اثبات وحدت عالم و امتناع وجود عالم ديگر، به چند وجه استدلال كردهاند. يكى از وجوه استدلال اين است كه هرگاه عالم ديگرى فرض نماييم كه از هرجهت با عالم موجود مساوى باشد، تعدّد افراد هرنوعى از انواع به طريق قسر انجام مىشود؛ زيرا اگر قاسر در ميان نباشد، تعدّد افراد در نوع واحد تحقق نمىپذيرد؛ در اين هنگام اگر تعدّد و انفصال را در عوالم بهطور دائم فرض نماييم، مستلزم قسر دائمى خواهد بود، ولى چون قسر دائمى محال است، تعدّد و انفصال در عوالم نيز محال خواهد بود؛ چنانكه مىگويد:
و أيضا الّذى بالقسر من الضّرورة أن يزول و يعود إلى ما كان أوّلا عليه بالذّات فتلك العوالم ستجمع ثانية فهى مجتمعة و غير مجتمعة أبدا ١.
حاج ملاّ هادى سبزوارى
حاج ملاّ هادى سبزوارى نيز با اتكاء به عنايت ازلى و علم فعلى حق تعالى به نظام احسن و اتقان صنع در خلقت، قسر دائمى و اكثرى را محال دانسته و آن را به عنوان يك قاعده به طرز بديعى به صورت نظم آورده است؛ چنانكه مىگويد:
و القسر لا يكون دائما كما لم يك بالأكثر فلينحسما
إذ مقتضى الحكمة و العناية إيصال كلّ ممكن لغاية ٢
فيض كاشانى
ملاّ محسن فيض كاشانى، با توجه به مقتضاى قاعدۀ امتناع قسر دائمى و اكثرى، و با توجه به مسئلۀ شمول رحمت واسعۀ حق تعالى نسبت به همۀ موجودات، شبهه را در باب معاد و خلود در دوزخ مطرح كرده و به آن پاسخ داده است. شبهه اين است كه اصل همۀ موجودات از رحمت بىپايان حق تعالى است و هرموجودى بايد روزى به اصل خويش بازگردد. از طرف ديگر عذاب، كه نتيجۀ گناه است، براى بشر عارضى است و نسبت به رحمت واسعه، كه اصل انسان است، حالت قسرى دارد؛ چنانكه اين معنى بهروشنى از اين آيۀ شريفه مستفاد مىشود: «عَذٰابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشٰاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» .
در اين هنگام به مقتضاى قاعدۀ امتناع قسر دائمى و اكثرى، عذاب اهل دوزخ كه
[١] همان. ج ٦، ص ٩٥.
[٢] شرح منظومه. ص ١٢٣.