قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣١٠ - نتيج١٧٢٨ قاعده
تعقل خويش را نسبت به ساير ماهيات همواره تعقل مىنمايد؛ بنابراين، حق تعالى، كه عالم به اشياء است، عالم به ذات خويش نيز مىباشد و ذات وى در عين اينكه عاقل است، معقول نيز هست.
حاج ملاّ هادى سبزوارى، علم بارى تعالى را نسبت به ذات خويش از طريق علم وى به اشياء اثبات مىنمايد. ولى در اين باب علاوه بر قاعدۀ «كلّ عاقل فهو معقول» به برهان ديگرى تمسّك مىنمايد و آن عبارت است از اينكه كليۀ موجوداتى كه نسبت به ذات خويش عالم مىباشند، از حق تعالى صادر گشتهاند. و چون بارى تعالى معطى اينگونه كمال به اين موجودات است، خود فاقد آن نمىباشد. زيرا معطى شىء هرگز فاقد شىء نيست. سبزوارى اين مسئله را به صورت بديعى به رشتۀ نظم كشيده و چنين مىگويد:
و هو تعالى عالم بالذّات إذ منه وجود عالمى الذّات أخذ ١
سپس در مقام شرح اين بيت مىگويد:
و هو تعالى عالم بالذّات، أى بذاته، إذ منه تعالى وجود العالمين بذواتهم أخذ و معطى الكمال ليس فاقدا له ٢.
چنانكه گذشت، حكما در آغاز، علم بارى تعالى را نسبت به اشياء اثبات مىنمايند و سپس به مقتضاى اين قاعده از طريق علم حق تعالى به اشياء، علم وى را به ذات خويش اثبات مىنمايند.
حكما در اين باب طريقۀ ديگرى دارند كه درست عكس اين طريقه است، بهاينترتيب كه در آغاز، علم بارى تعالى را نسبت به ذات خويش اثبات مىنمايند و سپس از طريق علم حق تعالى به ذات خويش علم وى را به ساير اشياء اثبات مىنمايند؛ زيرا ذات مقدس حق تعالى علت همۀ اشياء است و علم به علت همواره مستلزم علم به معلول بلكه عين علم به معلول است.
صدر المتألّهين در اين باب چنين مىگويد:
و اعلم أنّ الحكماء بالطّريقة الثّانية يثبتون أوّلا كون الواجب تعالى عاقلا لذاته، ثمّ يثبتون علمه بساير الأشياء؛ لأنّ ذاته علّة لما سواه، و العلم بالعلّة يوجب العلم بالمعلول؛ فيجب أن يكون عاقلا لما سواه، و بهذه الطّريقة يثبتون أوّلا كونه عاقلا للأشياء ثمّ يقولون عاقليّة للأشياء مستلزمه لكونه عاقلا لذاته. فهاتان الطّريقتان متعاكسان فى الجهة ٣.
١و٢ . شرح منظومه. ص ١٥٧.
٣ . الاسفار الاربعة. ج ٣. ص ٤٥٥.