قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٥٣ - سهروردى
الشّىء لا يعدم بذاته
به مقتضاى اين قاعده، هيچچيز خودبهخود نابود نمىشود و ذات شىء هرگز مقتضى نيستى خود نمىباشد. بلكه همواره نيستى عارض بر ذات شىء مىشود؛ زيرا اگر ذات هرشىء نيستى را اقتضا مىكرد، هرگز موجود نمىشد.
برخى گمان كردهاند كه اين قاعده عام نيست و مسئلۀ حركت از دايرۀ شمول آن خارج است؛ زيرا چنين پنداشتهاند كه حركت خودبهخود نابود مىشود و ذات آن نيستى را مىپذيرد و هردم موجود و معدوم شدن خاصيت ذاتى آن است. ولى اين پندارى است محال كه براساس محكم عقل استوار نيست؛ زيرا اگرچه حركت موجودى است سيّال و لغزنده كه بر يك قرار نيست و همواره در حال موجود و معدوم شدن است؛ ولى هرگز بدون علت نه موجود مىشود و نه معدوم؛ بلكه همواره با اتكاء به علت، جزئى از آن جاى خود را به جزئى ديگر مىدهد و بهاينترتيب ادامه مىيابد.
ابو نصر فارابى، فيلسوف اول اسلام، اين قاعده را مورد بحث قرار داده و مىگويد:
الشّىء لا يعدم بذاته و إلاّ لم يصحّ وجوده؛ و الّذى يتوهّم فى الحركة أنّها تعدم بذاتها، محال؛ فإنّها لعدمها سبب، فإذا بطلت الحركة الأولى يتبع بطلانها وجود حركة أخرى ١.
سهروردى
شيخ مقتول شهاب الدّين سهروردى، اين قاعده را تحت عنوان «الشّىء لا يقتضى عدم نفسه» مورد بحث قرار داده و براى اثبات آن استدلال كرده است. در استدلال وى براى اثبات اين قاعده، سخن تازهاى به چشم نمىخورد؛ زيرا استدلالش بر اين اصل استوار است كه اگر شىء در مقام ذات مقتضى نيستى خود باشد، هرگز به هستى نخواهد رسيد و اين همان
[١] رسالۀ اثبات المفارقات. ص ١٩.