قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٣١ - الشىء ما لم يجب لم يوجد
الشّىء ما لم يجب لم يوجد
مادام كه شىء به سرحدّ وجوب نرسد، هرگز نمىتواند در صحنۀ هستى ظاهر گردد؛ بلكه همچنان در بعقۀ امكان فرو مىماند و درب خروج به روى آن هرگز گشوده نخواهد شد.
براى پى بردن به مفاد اين قاعده، لازم است به قاعدۀ مهم ديگرى عطف توجه شود و آن قاعده عبارت است از: «ترجيح من غير مرجّح محال» كه در حرف «ت» به تفصيل از آن سخن به ميان آمد و بهروشنى معلوم گشت كه شىء ممكن الوجود كه نسبت به وجود و عدم در استواء كامل قرار دارد و هستى و نيستى نسبت به آن مانند دو كفۀ متساوى ميزانند، هرگاه بخواهد از حد استواء خارج شود و يكى از دو كفۀ متساوى ميزان، بر ديگرى رجحان يابد به مرجّحى نيازمند است؛ و آن مرجّح قهرا سببى است خارج از ذات شىء.
اكنون اين سخن مطرح مىشود كه مرجّح خارجى، مادامى كه از حيث ترجيح به سرحدّ وجوب، كه همان ضرورت وجود است، نرسد، شىء ممكن از حد استواء خارج نخواهد شد. بنابراين، هرگونه اولويت خارجى كه به سرحدّ ضرورت و لزوم نرسد، براى خارج نمودن شىء از حد استواى امكان، كافى نخواهد بود. اگرچه بسيارى از متكلمين صرف اولويت را براى خروج از حدّ استواى امكان كافى دانستهاند؛ ولى اين سخن را عقل هرگز نمىپذيرد و مادام كه ذات شيئى از حد استواى امكان خارج نشود، نيازش به مرجّح خارجى همچنان به قوّت خود باقى است و راهش براى ظهور در صحنۀ هستى همچنان مسدود مىماند.
دليل اين سخن، اين است كه تا هنگامى كه كار ترجيح مرجّح خارجى به سرحدّ وجوب و ضرورت نرسد، جاى اين پرسش همچنان خالى است كه آيا عدم اين شىء