قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢١٩ - الراى الكلى لا ينبعث منه شىء مخصوص جزئى
باقى بمانند، موجب پيدايش ارادههاى جزئيه نسبت به اجزاء مسافت مىشوند و به اين ترتيب طى مسافت ادامه مىيابد و حركت استمرار پيدا مىكند.
همانطور كه در باب حركات، استمرار حركت بهطور متوالى و مداوم مانع تشخص حركت نمىشود، بلكه حركت در عين تجدّد و تغيير يك واحد شخصى است، استمرار تصورات و تخيّلات و همچنين پيدايش ارادهها بر سبيل تجدّد و بهطور پىدرپى مانع تشخص و جزيى بودن آنها نمىگردد و بههيچوجه مقتضى كليت نخواهد بود ١.
امام فخر رازى نيز اين قاعده را مورد بحث قرار داده و جهت اثبات آن استدلال كرده است، بهاينترتيب كه يك امر كلى، هميشه ميان افراد كه جزئيات آن محسوب مىشوند، مشترك است و امرى كه مشترك باشد، همۀ افراد را به يك نسبت شامل مىشود. يعنى نسبتش به جزئيات جز يك نسبت متساوى چيز ديگرى نمىتواند بوده باشد.
در اين هنگام اگر يك رأى كلى كه امرى مشترك بين افراد است، سبب پيدايش يك امر جزئى گردد و در آن امر جزئى هيچگونه خصوصيتى نباشد كه موجب امتيازش از ساير افراد باشد، لازم مىآيد كه امرى در خارج بدون سبب تحقق پذيرد و اين مطلب را عقل محال مىداند. عبارت وى چنين است:
برهانه إنّ الكلّى مشترك بين جزئياته و المشترك نسبته إلى كلّ واحد من جزئياته المندرجة فيه نسبة واحدة فلو كان الرّأى الكلّى سببا لوقوع جزئى معيّن مع انّ نسبته إليه كنسبته إلى غيره، لزم منه وقوع الممكن لا عن سبب و هو محال ٢.
[١] الاشارات و التنبيهات. ص ٤١٧.
[٢] المباحث المشرقيه. ج ١، ص ٥٠٩.