قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٩٤ - قاعده و متكلمين
قاعده و متكلمين
متكلمين نيز هركدام به نوبت خود از اين قاعده بحث كردهاند و با استدلالهاى مختلف ثابت كردهاند كه حركت مستدير نمىتواند يك حركت طبيعى باشد.
امام فخر رازى به تفصيل از اين قاعده سخن گفته و پس از اينكه ثابت نموده حركت مستدير حركت طبيعى نيست، به بحث از اين مطلب پرداخته كه حركت مستدير حركت قسرى نيز نمىتواند بوده باشد. زيرا قسر، عبارت از حركت برخلاف طبيعت و چون ثابت شده كه حركت مستدير طبيعى نيست، پس حركت آن برخلاف طبيعت نيز امكان نخواهد داشت؛ و هنگامى كه ثابت مىكند حركت مستدير نه طبيعى است و نه قسرى، نتيجه مىگيرد كه حركت مستدير يك حركت ارادى است. سپس آياتى از قرآن مجيد را، كه بر گردش افلاك و سجدهكردن خورشيد و ماه در برابر يوسف (ع) دلالت دارند و با واو و نون جمع بسته شدهاند، شاهد مدّعاى خود مىگيرد و با اين استحسان به تأييد مطلب خود مىپردازد كه در آيۀ شريفۀ «وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» جمع با واو و نون آمده و اينگونه جمع در لغت عرب مخصوص ذوى العقول است و از اينجا استفاده مىشود كه حركت افلاك، كه حركات مستدير هستند، حركاتى ارادى و برمبناى شعور مىباشند و همچنين كلمۀ ساجدين در آيۀ شريفۀ «وَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سٰاجِدِينَ» ١كه در معنى تواضع و فروتنى است، بدون اراده و شعور و بدون يك نوع آگاهى از عمل تحقّق نمىپذيرد و عبارت وى چنين است:
الحركة الطّبيعيّة هرب عن حالة منافرة و طلب لحالة ملائمة و كلّ ذلك لا يتأتى فى المستديرة إما أنّها لا يمكن أن يكون هربا فلأنّ كلّ نقطة يتحرّك عنها الجسم بحركة مستديرة فحركته عنها عين حركته إليها و المهروب لا يكون مقصودا فتلك الحركة ليست هربا بالطّبع عن شىء أصلا ٢.
صدر المتألّهين نيز طبيعى بودن حركت مستدير را محال مىداند و معتقد است كه هركجا حركت مستدير وجود داشته باشد، شعور و آگاهى از آن نيز موجود خواهد بود و نتيجه مىگيرد كه حركت افلاك چون مستدير است، براساس اراده و شعور است.
چنانكه مىگويد:
الحركة المستديرة يمتنع أن تكون طبيعيّة فهى لا محالة إرادية مستندة إلى نفس
[١] سورۀ ١٢(يوسف) ، آيۀ ٤.
[٢] المباحث المشرقية. ج ١، ص ١٢٤.