قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١١٣ - البسيط لا يمكن ان يكون فاعلا و قابلا
باشد و هم قابل، لازم مىآيد كه نسبت آن شىء به آن چيز هم بالامكان باشد و هم بالوجوب ١.
مخفى نماند كه امام فخر رازى به هردو برهان پاسخ مىدهد و آنها را نمىپذيرد. ولى چون نقل آن پاسخها در اينجا بهطول مىانجامد، از آوردن آنها صرف نظر مىشود.
قاضى عضد الدّين ايجى نيز اين قاعده را، به همانگونه كه امام فخر رازى مطرح كرده است، مطرح كرده و چنين گفته است:
قال الحكماء: البسيط لا يكون قابلا و فاعلا و الاّ فهو مصدر للقبول و الفعل معا، فقد صدر عن الواحد الحقيقى أثران، و قد تبيّن بطلانه. و أيضا فنسبة الفاعل إلى المفعول بالوجوب و نسبة القابل إلى المقبول بالامكان فلا يجتمعان ٢.
در كيفيت طرح اين قاعده و اثبات آن ميان امام فخر رازى در كتاب مباحث المشرقيه و قاضى عضد الدّين ايجى در كتاب مواقف هيچگونه تفاوت و اختلافى ديده نمىشود.
از جمله متفكرين بزرگ اسلامى كه اين قاعده را مطرح كرده و از آن بحث كرده است، دبيران كاتبى قزوينى است. وى از شاگردان برجستۀ خواجه نصير الدين طوسى است؛ ولى از لحاظ فكر و اسلوب و انديشه، بيشتر تحت تأثير امام فخر رازى قرار گرفته است و برخى اوقات از سبك وى پيروى مىكند. اين مطلب در ايرادهايى كه بر فلاسفه وارد ساخته يا شبهههايى كه در مورد واجب الوجود مطرح كرده، بيشتر نمايان مىشود.
ديگر از متفكرين بزرگ كه اين قاعده را تأييد نموده، علاّمه حلى است كه در شرح كتاب حكمة عين القواعد دبيران كاتبى كه آن را ايضاح المقاصد ناميده است، مىگويد:
حكماى سابق را عقيده بر اين بود كه موجود بسيط نمىتواند هم فاعل باشد و هم قابل؛ زيرا فاعل از آن جهت كه فاعل است با قابل از آن جهت كه قابل است، مغايرت دارد.
چون فاعل به اعتبار فاعل بودن همواره مفيد است در حالى كه قابل به اعتبار قابل بودن مستفيد است. ٣
بهاينترتيب اگر اعتبار مفيد بودن و اعتبار مستفيد بودن هردو داخل در ذات شىء بسيط باشد، تركيب آن لازم مىآيد. و اگر يكى از دو اعتبار داخل و ديگرى خارج باشد، بازهم تركيب لازم مىآيد و تركيب با بساطت منافات دارد.
[١] المباحث المشرقية. ص ٥١٢.
[٢] مواقف (همراه شرح جرجانى) . ج ١. ص ٥١٩-٥٢٠.
[٣] ايضاح المقاصد (شرح حكمة عين القواعد) . ص ١١٥.