نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٩٦ - مقدمۀ چاپ دوّم
ميساخت،بسيارى احاديث بتأييد شهرها يا طايفهها ساخته شد.از جمله اين:«مكه آيت شرف است و مدينه معدن دين است و شام معدن اسلام است و مصر لانۀ شيطان است» [١]و پيداست كه حديث را بتأييد شام و مذمّت مصر ساختهاند و فضل مكه و مدينه را تكيهگاه سخن كردهاند و يا اين:«شيطان در عراق تخم گذاشت و در مصر جا پهن كرد و چون بشام رفت برونش كردند»كه قدح عراق و ذمّ مصر و مدح شام است و رنگ دروغ در آن چنان هويدا است كه براى تشخيص آن حاجت بهيچ دقت نيست و يا اين حديث كه پيداست يكى خون دل از مظالم عباسيان به ذمّ پايتخت ايشان ساخته و آرزوى خويش را كه بغداد بزمين فرو رود در آن جاى داده كه پيمبر فرمود:«شهرى ميان دجله و دجلۀ كوچك ساخته شود كه ماليات جهان سوى آن آرند و بشتاب چون ميخ آهن در خاك سست بزمين فرو ميرود.»و يا اين حديث كه پيداست براى ترغيب كسان با قامت پادگان عسقلان ساختهاند كه پيمبر فرمود:«هر كه شبى و روزى در پادگان عسقلان بماند و شصت سال پس از آن بميرد شهيد مرده است»و يا اين حديث كه گوئى يكى از قزوين در فضل شهر خويش از گفتار پيمبر آورده كه فرمود:«شهرى بنام قزوين گشوده مىشود كه هر كه چهل روز در پادگان آن باشد در بهشت ستونى از طلا دارد»و اين حديث كه بتأييد دمشق ساختهاند كه:چهار شهر از بهشت است مكّه و مدينه و بيت المقدس و دمشق.و حديث از اين گونه در بارۀ بغداد و بصره و كوفه و مرو و قزوين و عسقلان و نصيبين و اسكندريه و انطاكيه بسيار است كه موافقان بمدح و مخالفان در قدح آن ساختهاند،گويند محمّد بن عمرو واقدى كه در آغاز قرن
[١] اللئالي المصنوعة.