نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٧٧٧ - مقدمۀ چاپ دوّم
٣٠٦٦-: ملعون ذو الوجهين ملعون ذو اللّسانين.
دو رو ملعون است دو زبان ملعون است.
٣٠٦٧-: من البرّ أن تصل صديق أبيك.
از جمله نكوئى اينست كه با دوست پدر خويش دوستى كنى.
٣٠٦٨-: من الصّدقة أن تسّلّم على النّاس و أنت طلق الوجه.
از جمله صدقه اينست كه بمردم سلام كنى و گشاده رو باشى.
٣٠٦٩-: من الصّدقة أن يعلّم الرّجل العلم فيعمل به و يعلّمه.
از جمله صدقه اينست كه مرد علم آموزد و بدان عمل كند و تعليم دهد.
٣٠٧٠-: من المروّة أن ينصت الأخ لأخيه إذا حدّثه و من حسن المماشاة أن يقف الأخ لأخيه إذا أنقطع شسع نعله.
از لوازم جوانمردى اينست كه برادر بگفتار برادر خويش وقتى با او سخن ميكند،گوش فرا دارد و از نيكرفتارى اينست كه برادر با برادر خويش وقتى بند كفش وى بريده (و رفتن نتواند)توقف كند.
٣٠٧١-: من أسوء النّاس من أذهب آخرته بدنيا غيره.
از جمله بدترين مردم كسيست كه آخرت خويش را بدنياى ديگرى تلف كند.
٣٠٧٢-: من أشراط السّاعة الفحش و التّفحّش و قطيعة الرّحم و تخوين الأمين و ايتمان الخائن.
از علايم قيامت بد گوئى و بد