نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٧٩٤ - مقدمۀ چاپ دوّم
٣١٧٣-: واضع العلم عند غير أهله كمقلّد الخنازير الجوهر و اللّؤلؤ و الذّهب.
آنكه علم بنااهل سپارد چنانست كه گوهر و مرواريد و طلا بخوكان آويزد.
٣١٧٤-: و اللّٰه ما الدّنيا في الآخرة إلاّ مثل ما يجعل أحدكم إصبعه هذه في اليمّ فلينظر بم يرجع.
بخدا قسم دنيا نسبت به آخرت چنانست كه يكيتان انگشت خويش به دريا نهد،بنگرد چه مىآورد؟.
٣١٧٥-: و اللّٰه لأن تهدي بهداك رجل واحد خير لك من حمر النّعم.
بخدا قسم اينكه مردى را هدايت كنى از داشتن شتران سرخ مو بهتر است.
٣١٧٦-: و اللّٰه لا تجدون بعدي أعدل عليكم منّي.
بخدا قسم پس از من،كسى را نخواهيد يافت كه در باره شما عادلتر از من باشد.
٣١٧٧-: و اكلي ضيفك فإنّ الضّيف يستحيي أن يأكل وحده.
همراه مهمان خويش غذا خور زيرا مهمان شرم دارد كه تنها غذا خورد.