نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٨٣ - مقدمۀ چاپ دوّم
١٥٢-: إذا أراد اللّٰه بقوم سوء جعل أمرهم إلى مترفيهم.
وقتى خداوند براى مردمى بدى خواهد كارشان را بدست تجمل- پرستان آنها مىسپارد.
١٥٣-: إذا أراد اللّٰه بقرية هلاكا أظهر فيهم الزّنا.
وقتى خدا بخواهد مردم قريهاى را نابود سازد زنا را در ميان آنها پديد مىآورد.
١٥٤-: إذا أراد اللّٰه بعبد خيرا جعل له واعظا من نفسه يأمره و ينهاه.
وقتى خدا براى بندهاى نيكى خواهد واعظى از نفس وى بر او گمارد كه او را بكار نيك وادارد و از كار بد باز دارد.
١٥٥-: إذا أراد اللّٰه بعبد خيرا طهّره قبل موته قالوا و ما طهور العبد قال عمل صالح يلهمه إياه حتّى يقبضه عليه.
وقتى خدا براى بندهاى نيكى خواهد او را پيش از مرگش پاك ميكند گفتند پاكى بنده چگونه است گفت كار نيكى بدو الهام مى كند تا جان وى را در اثناى انجام آن بگيرد.
١٥٦-: إذا أراد اللّٰه بعبد خيرا عاتبه في منامه.
وقتى خداوند براى بندهاى نيكى خواهد او را در خواب عتاب كند.
١٥٧-: إذا أراد اللّٰه بعبد خيرا عسّله قيل و ما عسله قال يفتح له عملا صالحا قبل موته ثمّ يقبضه عليه.
وقتى خداوند براى بندهاى نيكى خواهد او را شيرين كند گفتند شيرينى او چگونه است