قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٢٢ - كل ما هو سبب فى وجود كثرة او كثير فانه من حيث هو كذلك لا يمكن ان يتعين بظهور و لا يبدو لناظر الا فى منظور
كلّ ما هو سبب فى وجود كثرة أو كثير فإنّه من حيث هو كذلك
لا يمكن أن يتعيّن بظهور و لا يبدو لناظر إلا فى منظور
اين قاعده را عارف و حكيم معروف، صدر الّدين قونوى، در دو كتاب نصوص و مفتاح الانس مورد بحث قرار داده است؛ ولى عبارت قاعده در اين دو كتاب اندكى با يكديگر اختلاف دارد. آنچه در اينجا ذكر شد، مطابق است با عبارتى كه در كتاب نصوص آمده است.
در مفتاح الانس ذيل عبارت قاعده با آنچه در نصوص آمده متفاوت است و به جاى جملۀ «و لا يبدو لناظر إلاّ فى منظور» جملۀ «و لا يتميّز لناظر فى منظور» آمده است.
ميرزا هاشم اشكورى در تعليقهاش بر نصوص كوشش فراوان كرده تا اثبات كند كه ميان دو عبارت تفاوت معنوى وجود ندارد. ولى اثبات اين مدعا خالى از يك نوع تكلّف نيست.
توجه به اين نكته لازم است كه اين قاعده بر يك سلسله اصول عرفانى متكى است.
بهطورى كه اگر كسى به آن اصول اعتراف نكند، به صحت اين قاعده پى نخواهد برد.
يكى از آن اصول اين است كه كليۀ موجودات عالم صور تجلّيات اسماء الهى و مظاهر شئون اصليۀ حق مىباشند. اصل ديگر اين است كه هرشىء داراى دو جنبۀ ظاهر و باطن است.
جنبۀ ظاهر تشكيل دهندۀ صورت و شهادت شىء است، و جنبۀ باطن تشكيل دهندۀ روح و معنى آن است. صور موجودات و جنبۀ ظاهرى آنها به اسم يا ظاهر حق، و معانى و حقايق آنها به اسم يا باطن حق تبارك و تعالى منسوباند.
اصول ديگرى نيز جهت توضيح معنى قاعده مورد بحث قرار گرفته است كه ذكر همۀ آنها از حوصلۀ اين مختصر خارج است. آنچه از اين اصول مستفاد مىشود، اين است كه