تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - جلال الدين بلخى و ويليام شكسپير
بايد با پاهاى خود راه بروند . اين پيش گويى را مرلين بايد بكند ، زيرا من قبل از عصر او زندگى مى كنم . » [١] « لير - . . . اى بد بختهاى عريان و برهنه كه هر كجا هستيد ضربات و حملات اين طوفان بىرحم را بر خود هموار مى كنيد . چگونه سرهاى بىخانمان و پهلوهاى لاغر و دنده هاى شما كه از فرط بىقوتى نمايان گرديده و لباسهاى پاره پارهء شما در چنين موقعى مى تواند از شما دفاع كند . اوه من كمتر غم اين چيزها و اين گونه اشخاص را به هنگام اقتدار به خود راه مى دادم . اى طمطراق وحشت و جاه از اين داروى اخلاق بگير و خود را در معرض اين هواى طوفانى قرار ده ، تا آن چه را كه بىچارگان حس مى كنند بتوانى احساس كنى ، تا شايد آن چه را اضافه دارى نزد آنان بيندازى و عدالت بيشترى از خود نشان دهى تا خدايت ببيند . » [٢] « ادگار - مراقب و مواظب ديو پست باش . از پدر و مادرت فرمانبردارى كن . با شرافتمندى قول و گفتار خود را حفظ كن ، سوگند مخور ، با نامزد و زن عقدى ديگران هم بستر مشو ، مهر دل خود را به لباسهاى فاخر متوجه مساز . » [٣] « ادگار - نوكرى بودم به انديشه و دل مغرور و متكبر . موهايم را مجعد و تاب دار مى ساختم ، به كلاهم دستكش مى آويختم ، در دل معشوقم شهوت ايجاد مى كردم و با او عمل شيطانى انجام مى دادم ، به عدهء كلماتى كه گفته بودم سوگند مى خوردم و آنها را در پيش خداى مهربان نقض مى كردم . كسى بودم كه در انديشهء شهوترانى مى خوابيدم و براى شهوترانى بيدار مى شدم . شراب را بسيار دوست مى داشتم . قمار بازى را سخت عزيز مى داشتم ، در زنبارگى شمارهء معشوقه هايم از معشوقه هاى يك ترك تجاوز مى كرد ، ولى خطا پيشه گوشى آمادهء شنيدن بهتان و دستى خون آشام داشتم . در كاهلى
[١] همان مأخذ ، ص ١٨٦ و ١٨٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٩٢ و ١٩١ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٩٤ . .