تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٦٧ - تفسير ابيات
روزش را مبارك و نوروز ساخت .
٤ - اگر خداوند پشتيبان پيروزى كسى نشود خرگوش را در نظر او به شكل شير نر درمى آورد .
٥ - واى بر حال كسى كه صد را از دور يك ببيند و به اميد پيروزى مغرورانه شروع در فعاليت كند .
٦ - ذو الفقار حيدرى براى چنين شخصى يك سلاح عادى مى نمايد .
شير نر مانند گربه اى جلوه مى كند ، در نتيجه مردم احمق جسارت پيدا كرده وارد پيكار مى شوند و خداوند بدين وسيله آنها را گرفتار مى سازد ، اينان با پاى خود بىاختيار و سر گشته وارد كشتارگاه سوزانندهء خود مى گردند .
٧ - نيروهاى بس عظيمى به اندازهء يك كاه نمودار مى شود كه تو گمان مى كنى با يك پف مى توانى آن را از جاى بر كنى ، ولى متوجه باش كه آن نيروى كاه نما كوه ها را كنده ، جهانى را گريانيده و خود لبخند سخريه اى داشته است .
٨ - آب جويى تا كعب پا ديده مى شود ، اما صدها عوج بن عنق بلند قامت را در خود غرق ساخته است .
٩ - امواج متلاطمى از خون براى تو تودهء مشك جلوه گر مى شود .
١٠ - ته دريا مانند خاك خشك مى نمايد ، چنان كه فرعون كوردل دريا را در دنبال موسى كه آن را شكافته و عبور مى كرد خشك ديد و وارد شد .
« فَغَشِيَهُمْ مِنَ اَلْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ . » ٢٠ : ٧٨ [١] ( احاطه كرد از دريا آنها را آن چه كه مى بايست احاطه كند ) .
در ته دريا غرق شد ، آخر او فرعون بود ، ديدهء فرعون و فرعونيان هميشه نابينا است . بينايى ديده گان آدمى ناشى از لقاء الله است ، حق جلت عظمته هم راز هر احمقى نيست .
١١ - ديده گان نابينا همواره زهر كشنده را قند ، غول منحرف كننده را راهبر مى بيند .
[١] سوره طه ، آيه ٧٨ . .