تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨ - منتخباتى از كتاب اعتراف - تولستوى
و به هر ورزش و رياضتى كه مرا نيرو و نشاط مى بخشيد مبادرت مى ورزيدم و به خود عادت مى دادم كه به هنگام ظهور هر ناملايم و محروميتى صبر و طاقت داشته باشم . و اين همه در نظر من عبارت بود از سلوك در راه كمال و البته اين جمله در آغاز به خاطر كمال اخلاقى بوده و ليكن بعد كمال به طور كلى يعنى مطلقاً ميل به بهتر شدن ، جانشين آن شد و مقصود من از بهتر شدن بهتر شدنى بود كه مردم مى پسنديدند نه آن كه خدا مى پسنديد يا خود مى پسنديدم .
ديرى نگذشت كه اين ميل و كوشش به شهوت قوىتر شدن از ديگران تبديل يافت يعنى شهوت و شهرت و امتياز و ثروت بيشتر از ساير مردمان داشتن . » [١] « عالم به طور كلى رو به تكامل است و در اين تكامل ما متفكرين سهمى به سزا داريم . در بين متفكرين نيز ما شاعران و نويسندگان و هنرمندانيم كه بزرگترين تأثير را داريم ، چه كار ما تعليم و تربيت بشر است . » [٢] « اين اعتقاد در معناى شعر و ادب و تكامل حيات ، در حد خود مذهبى بود و من يكى از مجتهدين اين مذهب بودم و البته مجتهدى چنين مذهبى بسيار دل پسند و بسيار سودمند بود . » [٣] « همه چيز رو به كمال است و من هم با آنها رو به كمال مى روم . اما اين كه چرا من با ديگران سالك طريق كمالم ؟ نكته اى است كه شايد بعدها دانسته شود و من بدين بيان اعتقاد آن روز خويش را معين و مشخص ساختم . » [٤] « در حقيقت من همه وقت گرد يك مسئلهء لا ينحل حيرت زده مى گشتم و
[١] اعتراف ، تولستوى ، ص ٨ - ٩ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١١ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١١ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ١٧ . .