تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥٨ - اين اصل را فراموش نكنيم كه گاهى شعله هاى آن آتش را كه براى بر انداختن خانمان ديگران روشن ساختهايم به زودى در دودمان خود ما زبانه خواهد كشيد
( كسى كه به مقدار وزن يك ذره كار نيكو انجام بدهد خواهد ديد و هر كس به مقدار وزن يك ذره كار شرى ايجاد كند خواهد ديد ) .
حافظ آن شاعر گران مايه آسمان و ماه را كه مى بيند به ياد همين اصل الهى مى فتد :
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو صائب تبريزى رويدادهاى قلمرو هستى را از نيستى مطلق گريزان ديده مى گويد :
يا سبو يا خمِ مى يا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود آنان كه توانستهاند گسترش موجوديت انسانى و نداشتن مرز مشخص پذيرش روح او را تصور كنند ، به آسانترين وجه مى توانند قبول كنند كه جاذبيت روح انسانى به قدرى شديد و نيرومند است كه اگر بخواهد اثرى در همهء عالم ايجاد كند ، مى تواند همان اثر را به سوى خود جذب نموده و آن را در خويشتن دريابد .
اگر چاهى براى گرفتار ساختن آدميان مى كنيد ، در اولين كلنگى كه مى زنيد محاسبهء توانايى بيرون آمدن خود را از آن چاه به عمل بياوريد .
آتشى كه براى نابود ساختن دودمان يك فرد يا جامعه اى شعله ور مى كنيد حساب بادهاى رويدادها را هم در نظر بياوريد كه ممكن است شعله هاى آن آتش را به موجوديت شما بر گرداند . پيش از آن كه تيرى را از كمان رها بسازيد نقطهء نشانه گيرى خود را با دقت بررسى كنيد ، ممكن است قلب شما در همان نشانه گاه قرار گرفته و به شما چشمك مى زند .