تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٥ - آيا مى توان ميان علم حصولى و علم حضورى مرز مشخص تعيين كرد ؟
جلال الدين آمده ، اين است كه ( ما [ خدا ] به انسان نزديكتر از رگ گردن او هستم ) .
مسلم است كه در اين نزديكى مسئلهء زمان و مكان و هيچ بعد ديگرى مطرح نيست .
آن چه كه در آيهء شريفه مطرح است حبل الوريد است كه به معناى رگ بزرگى است كه به تمام اعضاى بدن نفوذ دارد .
بعضىها گفتهاند : دو رگ بزرگ است كه در گردن انسانى است ، بعضى ديگر گفتهاند : وريد رگى است در گلو . بعضى از مفسرين وريد را رگ قلب دانسته و گفتهاند : « مقصود خود قلب است ، يعنى خدا از قلب انسان به ايشان نزديكتر است . » [١] به هر حال نزديكى رگ ( بهر معنى كه منظور شود ) به انسان نزديكى جسمانى است ، به همين جهت است كه بعضى ديگر از مفسرين گفتهاند :
مقصود از آيه مزبور اين است كه اگر رگ اعضاى انسانى درك داشت نزديكترين درك كننده اى بود كه مى توانست خود انسان را درك كند و خداوند مى فرمايد : ما از خود رگ كه نزديكترين چيزها به انسان است ، به انسان نزديكتر هستيم .
اين ظاهر آيه است ، ولى تشبيه نزديكى خداوند به انسان به نزديكى رگ در وهلهء اول مسلماً براى تفهيم به همهء اذهان انسانى است ، نه اين كه نزديكى خداوند از سنخ نزديكى رگ جسمانى است .
گاهى صيغهء افعل التفضيل ( برتر ) در مواردى استعمال مى شود كه فرد تفضيلى ( فرد برترى ) در موضوع برترى قابل مقايسه با فرد پايينتر نيست ، مانند اين كه مى گوييم : ( خدا داناتر است ) مسلماً دانايى خداوند با دانايى هيچ يك از دانايان قابل مقايسه نيست .
[١] مجمع البيان ، ج ٩ ، ص ١٤٤ كه تفسير سوره ق ، آيه ١٦ . .