تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧١ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
« عالىترين خرد و حقيقت بسان پاكترين ژاله است كه ما مى خواهيم در وجود خود جذب كنيم . آيا من مى توانم اين مايع پاك را در ظرف ناپاك بريزم و بعد از پاكى آن سخن بگويم ؟ آرى تنها به وسيلهء تطهير و تصفيهء باطن خويش مى توانيم آن ژالهء جذب شده را تا حدى پاك و مصفا نگه داريم . » [١] « با چشم جان و دل در وجود باطنى خويش تعمق كن و از خود بپرس كه آيا از خويشتن راضى هستى ؟ آدمى چيست و به راهنمايى عقل تنها به كجا رسيده است ؟ شما جوانيد ، شما ثروتمنديد ، شما تحصيل كردهايد . از تمام نعمتهايى كه به شما اعطا شده است چه استفاده كردهايد ؟ آيا از خود در زندگانى خويش راضى هستيد ؟ » [٢] « هر كس از زندگانى بيزار و متنفر است بايد آن را تغيير دهد و در تزكيه نفس خويش بكوشد و هر چه نفس پاكتر و مصفاتر شود ، به همان اندازه به حكمت و خرد آشنا مى شود . » [٣] « پىير پس از ورود به پطرز بورگ هيچ كس را از ورود خود مطلع نساخت هيچ جا نرفت و از بام تا شام در خانه به سر برد و به مطالعهء ( فوما كامپيس ) كتابى كه نمى دانست چه كسى به او داده است ، پرداخت . پىير هنگام مطالعه اين كتاب فقط و فقط يك مسئله را كه تا كنون درك نكرده بود ، يعنى لذت ايمان و امكان وصول به كمال و به استقرار عشق برادرانه ميان مردم را كه اوسيپ الكسيويچ براى وى مكشوف ساخته بود درك مى كرد . » [٤] « براى آخرين بار به شما مى گويم : تمام توجه خود را معطوف به خويشتن نماييد ، احساسات خود را به زنجير بكشيد و سعادت و آسايش را در دل خود ، نه در
[١] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٤٢٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٤٢٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٤٢٨ . .
[٤] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٤٣١ . .