تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
عظمت او به خوبى آشكار است . . . » [١] « پىير با چشمان درخشنده به چهرهء ماسون مى نگريست و با طپش قلب به سخنانش گوش مى داد ، سخن او را نمى بريد و از او سؤالى نمى كرد . پىير با جان و دل آن چه را اين مرد بيگانه بوى مى گفت باور مى كرد . معلوم نبود كه آيا پىير به سبب دلايل عقلانى كه در سخنان ماسون وجود داشت گفته هاى وى را باور مى كرد يا چنان كه شيوهء كودكان است بر اثر زير و بم صدا و لحن اطمينان بخش سخنان ماسون و ارتعاش صداى او كه گاهى تقريباً بيانش را قطع مى كرد يا به وسيلهء اين چشمهاى درخشندهء فرتوت كه در راه ايمان و اعتقاد تزلزل ناپذير پير شده بود يا در نتيجهء آن آرامش و پايدارى و ثبات و درك و شناسايى هدف و مقصود خويش كه در سرا پاى وجود ماسون خوانده مى شد و در برابر ضعف و نوميدى پىير با قوت و شگفتى بيشترى جلوه مى نمود ؟ ولى در هر حال پىير با دل و جان اشتياق داشت كه اين سخنان را باور كند و باور مى كرد و آرامش شادى بخش و تجديد حيات باطنى و باز گشت به زندگانى تازه را احساس مى كرد .
او ( خدا ) به وسيلهء زندگى درك مى شود نه با عقل . » [٢] « عالىترين خرد تنها به منطق و عقل متكى نيست ، تنها به آن دانشهاى دنيايى . فيزيك ، تاريخ و شيمى و نظاير آن ، كه دانش عقلى به آنها تقسيم مى شود اتكاء ندارد . عالىترين خرد يكى است . عالىترين خرد يك علم دارد - علم كل ، علمى كه تمام دستگاه آفرينش و مقام انسانى را به وسيلهء آن توضيح و تفسير نمايد ، براى آن كه چنين دانشى را در وجود خود به وجود آوريم ، بايد باطن خود را تهذيب و تطهير كنيم و بايد جهت قبل از دانستن بايد ايمان داشت و در راه وصول به كمال كوشا بود . » [٣]
[١] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٤٢٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٤٢٧ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٤٢٨ . .