تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩ - منتخباتى از كتاب ( كودكى ، نوباوگى ، جوانى ) تأليف تولستوى
همان محبتى كه در نظر همهء ما عالىترين هدف حيات بشريت است . » [١] منتخباتى از كتاب ( كودكى ، نوباوگى ، جوانى ) تأليف تولستوى « ولى هيچ يك از انديشه هاى فلسفى به اندازهء حكمت شكاكيت ، كه زمانى مرا به سرحد جنون كشانده بود ، توجهم را به خود جلب نمى كرد . صورتهايى هستند كه فقط چون من به آنها مى نگرم نمايان مى شوند و همين كه از انديشهء آنها فارغ گشتم آن صورتها هم بىدرنگ ناپديد گردند . خلاصه اين كه اشياء وجود ندارند بلكه فقط انديشه و نظر من در بارهء آنها وجود دارد ، با شلينگ هم عقيده شدم . حتى لحظاتى پيش مى آمد كه من به تأثير اين فكر مستمر به حدى از جنون مى رسيدم كه گاهى به سرعت به جهت مخالف مى نگريستم ، به اميد اين كه خلاء را آن جايى كه خود وجود نداشتم غافلگير كنم . خرد ، اين محرك فعاليت معنوى آدمى ، چه چيز ناچيز و محقرى است خرد ناتوان من نتوانست در آن چه غير قابل نفوذ است نفوذ كند . در كارى كه از توان آن خارج بود ، پى در پى معتقداتى را كه به خاطر سعادت زندگيم هرگز نمى بايست جرئت كرده دستشان بزنم ، از دست دادم . » [٢] « تحسين و ستايش نه تنها در احساسات بلكه در عقل آدمى نيز چنان اثر نيرومندى دارد كه به تأثير مطبوع آن پنداشتم عاقلتر شدهام و انديشه هاى تازه يكى پس از ديگرى با سرعتى غير عادى در مغزم پديد آمدند . » [٣] « شخص در جوانى هنوز به عقل ارج مى نهد و به آن ايمان دارد . در جوانى هم نيروهاى روح متوجه آينده است و آن آينده به تأثير اميدى كه مبنى بر تجربهء گذشته نيست و بر پايه سعادت خيالى آينده استوار است ، به اشكال رنگارنگ و
[١] همان مأخذ ، ص ٢٨٩ . .
[٢] كودكى ، نوباوگى ، جوانى - تولستوى ترجمه آقاى كريم كشاورز . .
[٣] كودكى ، نوباوگى ، جوانى - تولستوى ، ص ٢٢٠ . .