تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - منتخباتى از كتاب ( هنر چيست ؟ ) تاليف تولستوى
به فساد و تباهى هنر كمك نكرده است . » [١] « در هر زمان تاريخى مشخص و در هر يك از جوامع بشرى ادراك عالىترى از معناى حيات وجود دارد كه افراد جامعه بدان دست يافتهاند و اين ادراك عالىتر ، بزرگترين سعادتى را كه جامعه در تكاپوى تحصيل آن است تعيين مى كند . اين ادراك شعور دينى يك عصر و جامعهء معين است . » [٢] « شعور دينى عصر ما از نظر مصداق كلى و عمومى آن ، آگاهى بر اين واقعيت است كه سعادت ما ، يعنى سعادت مادى و معنوى و فردى و عمومى و موقت و دايمى ما در حيات برادرانهء همه انسانها و در اتحاد محبت آميز آنها است . » [٣] « كافى است همهء آن داستانهايى را كه با توصيفات شهوت انگيز ، عشق را تشريح مى كند ، چه آنها كه بسيار لطيفند و هم آنها كه بسيار مستهجناند و ادبيات اجتماع ما آكنده از آنها است ، تمام آن تصاوير و مجسمه هايى كه بدن برهنهء زن را نشان مى دهند و تمام آن زشتىها و پليدىهايى را كه در عكسها و آگهىها آورده مى شود به ياد آوريم ، - كافى است همهء آن اوپراها ، اوپرتها ، تصنيفها و آوازهاى عاشقانهء شهوانى و هرزه اى را كه جهان ما از آنها مشحون است به خاطر آوريم تا بىاختيار به اين فكر افتيم كه هنر موجود ، تنها يك هدف مشخص دارد و آن اشاعهء فسق و هرزگى تا آخرين حد امكان است . » [٤] « شعور دينى عصر ما كه عبارت از شناختن هدف زندگى عمومى و انفرادى در اتحاد انسانها است ، به قدر كافى روشن شده است ، فقط لازم است كه مردم عصر ما ، فرضيهء مجعول ( زيبايى ) را كه بر طبق آن ، ( لذت ) هدف هنر شناخته شده است
[١] همان مأخذ ، ص ١٦٦ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢١٧ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٢٢٠ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٢٢٥ . .