تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٠ - مجموعهاى از انسانها كه در جستجوى يك هدف متشكلند با از بين رفتن فردى يا طبقهاى از آنها مجموعهء متشكل مختل گشته راه نابودى پيش خواهد گرفت
((٢١٨٥)) گفت صوفى آن من بگذشت ليك اى رفيقان پاس خود داريد نيك
مجموعه اى از انسانها كه در جستجوى يك هدف متشكلند با از بين رفتن فردى يا طبقه اى از آنها مجموعهء متشكل مختل گشته راه نابودى پيش خواهد گرفت افراد و طبقات انسانى از يك جهت مانند عناصر شيميايى هستند كه براى ايجاد يك سنتز و محصول جديد با يكديگر به نسبتهاى مختلفى تفاعل مى ورزند ، كوچكترين خلل در نسبت لازم ، فعاليت عناصر مفروضه را خنثى نموده و از ايجاد سنتز جلوگيرى مى كند ، چه رسد به اين كه يكى از عناصر مطلوبه كه در ايجاد محصول مفروض دخالت دارد وجود نداشته باشد .
غالباً و از نظر سطحى چنين مى انديشيم كه اگر عنصرى با عناصر ديگر در ايجاد محصول مطلوب شركت نكرد ، فقط محصول به وجود نخواهد آمد ، در صورتى كه اگر عناصر ديگر از ساير فعاليتها بر كنار شوند و به منظور ايجاد محصول مفروض مهيا گردند ، با فقدان يا اختلال نسبت يك عنصر ، عناصر ديگر موقعيت معمولى خود را هم از دست خواهند داد .
اين مسئله با وضع اجتماعى انسانها كاملًا قابل تطبيق است .
موقعى كه افرادى يا طبقاتى از انسانها در مجموعه اى براى وصول به يك هدف شركت مى ورزند با بر كنار شدن يا تغيير وضع مخصوص يك يا چند فرد و طبقه ، بقيهء انسانها نه تنها نمى توانند به هدف مطلوب برسند ، بلكه وضع عادى و طبيعى خود را هم كه در جريان رسمى خود داشتند از دست مى دهند .
فرض كنيم كه تشكل چند گروه با يكديگر براى به دست آوردن عدالت اجتماعى در محيط زندگى خود لازم و ضرورى بوده باشد ، در اين پديده با تحليل لازم قضاياى