تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - منتخباتى از كتاب ( هنر چيست ؟ ) تاليف تولستوى
به دور اندازند تا شعور دينى خود به خود راهنماى هنر روزگار ما گردد . » [١] « كافى است به پيرامون خويش بنگريم تا بدانيم فعاليتى كه شايستهء دانش واقعى است ، بررسى موضوعى نيست كه تصادفاً توجه ما را به خود جلب كرده است ، بلكه مطالعهء اين مطالب است كه حيات انسانى ، چگونه بايد نظم و ترتيب يابد ، يعنى آن مسائل دينى و اخلاقى و مربوط به زندگانى اجتماعى است كه بدون حل آنها تمامى آگاهى ما از طبيعت زيان آور و بىمعنا است .
از اين موضوع كه دانش ما امكان استفاده از انرژى آبشار و به كار گماردن اين نيرو را در كارخانه ها و ساختن تونل را در دل كوه ها و امكانات ديگرى از اين قبيل را به ما مى دهد ، بسيار شاديم و به خود مى باليم ، ولى درد اين جا است كه نيروى آبشار را در راه بهروزى بشريت به كار نمى بريم ، بلكه آن را در راه افزايش سرمايهء سرمايه داران ، كه اسباب تجمل يا افزار انهدام انسانها را مى سازند به كار مى اندازيم . » [٢] « مسئلهء هنر بسيار بزرگ است هنر حقيقى كه دين به وسيلهء علم راهنماى او است بايد اين نتيجه را داشته باشد كه هم زيستى مسالمت آميز انسانها چيزى كه اينك با وسايل ظاهرى به وسيلهء دادگاه ها ، پليس ، بنگاه هاى خيريه ، بازرسى كار و غيره دوام مى يابد ، از راه فعاليت آزاد و شادى بخش انسانها به دست آيد .
هنر بايد زور و تعدى را از ميان بر دارد و تنها هنر است كه از عهدهء اين كار بر مى آيد . » [٣] « رسالت هنر در زمان ما ، عبارت از اين است كه از حوزهء عقل ، اين حقيقت را كه سعادت انسانها در اتحاد آنها با يكديگر است ، به حوزهء احساس انتقال دهد و به جاى زور و تعدى كنونى ، ملكوت خدايى و يعنى سلطنت محبت را مستقر سازد ،
[١] همان مأخذ ، ص ٢٦١ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٧٩ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٢٧٧ . .