تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥ - منتخباتى از كتاب ( هنر چيست ؟ ) تاليف تولستوى
از عشق ورزيدن به اين خدا و احساسات منبعث از اعتقاد به قانون او را انتقال مى دهد ، يعنى : - اشعار مقدس پيامبران ، مزامير ، روايات سفر پيدايش ، - هنرى خوب و عالى است . » [١] « خوبى ، عالىترين مقصد جاويد حيات ما است . مهم نيست كه » خوبى « را از چه راه بفهميم ، آن چه بايد گفت اين است : حيات ما جز كوشش براى وصول به خوبى يعنى سير به سوى خداوند چيز ديگرى نيست . در واقع ، » خوبى « يك مفهوم اصلى و اساسى است كه جوهر شعور ما را بر اساس متافيزيك تشكيل مى دهد مفهومى است كه از راه عقل قابل تعريف نيست . خوبى چيزى است كه هيچ چيز نمى تواند آن را تعريف كند ، ولى خود همه چيز را تعريف مى كند . » [٢] « تنوع احساساتى كه ناشى از شعور دينى اند ، بىپايان است و همهء اين احساسات تازهاند . زيرا ، شعور دينى جز نشانى از رابطهء جديد انسان با جهان ، در جريان نظام خلقت چيز ديگرى نيست و حال آن كه احساساتى كه از ميل لذت بردن سرچشمه مى گيرند نه تنها محدودند ، بلكه از مدتها پيش آنها را كاويدهاند و بيان كردهاند ، بدين سبب ، بىاعتقادى طبقات عاليهء اروپا ، آنان را به سوى هنرى رهنمون شده است كه از لحاظ مضمون ، بى اندازه فقير است . » [٣] « مى انديشم در اين كه احساساتى كه به افراد گروه ما و زمان ما دست داده ، سخت مهم و بس رنگارنگ است و حال آن كه در حقيقت ، تقريباً همه احساسات مردمان جرگهء ما به سه احساس بسيار كم ارزش و ساده تقليل مى يابد : غرور - شهوت جنسى - افسردگى اين سه احساس و انشعابات آنها ، تقريباً مضامين منحصر هنر طبقات ثروتمند را تشكيل مى دهد . » [٤]
[١] همان مأخذ ، ص ٧١ ، تولستوى در بارهء مطالب خوب كتاب مقدس صحبت مى دارد . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٨٧ و ٨٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٠٠ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ١٠٢ . .