تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٤ - تفسير ابيات
گرايشهاى پايدار
١ - عامل طبيعى
با يكديگر ببندند .
گرايشهاى پايدار بدان جهت كه عوامل انسانى و طبيعى فراوان و گوناگونى وجود دارد كه مى تواند پيوسته ترين انسانها را از يكديگر بگسلد ، لذا گرايش پايدار به معناى حقيقى كلمه يا اصلا وجود ندارد و يا آن چنان نادر است كه قابل محاسبه نيست . سه نوع عامل گرايش ميان انسانها وجود دارد :
١ - عامل طبيعى .
٢ - عامل ما فوق طبيعى نما .
٣ - عامل ايده آل .
١ - عامل طبيعى مى توان گفت : پيوستگى و گرايشى كه به سبب عامل طبيعى ميان انسانها به وجود مى آيد از نظر پايدارى و اساسى بودن تابع همان عامل است كه پيوستگى و گرايش را ايجاد كرده است .
مثلًا اگر بگوييم : تشابه در موجوديت است كه انسانها را به يكديگر مى پيوندد بايد بگوئيم : اين پيوستگى پايدار است ، ولى در حدود همان پيوستگى طبيعى كه همواره در نوسانات عوامل مختلف از نظر ضعف و شدت در جزر و مد مى باشد ، بنا بر اين اگر هم بكار بردن مفهوم پايدارى در اين مورد صحيح بوده باشد ، بايستى در نظر بگيريم كه اين يك پايدارى سطحى و صورى است ، زيرا ، به جهت اختلاف عواملى كه ياد آور شديم پايدارى مزبور اساس محكمى ندارد .
اين جنگ و خونريزىها ، اين حق كشىها ، اين همه نزاع و جدال ميان انسانها چه در قلمرو فردى و چه در قلمرو اجتماعى و چه در زمينهء جامعه با جامعهء ديگر كه صحنهء تاريخ را ننگ آلود كرده است ، بدون در نظر گرفتن سستى و بىپايه بودن پيوستگى طبيعى قابل تفسير و توجيه نخواهد بود .
مگر گروهى مانند توماس هابس نمى گويند :
« انسان گرگ انسان است ؟ » چه گرايش و پيوستگى اساسى مى تواند ميان دو درنده وجود داشته باشد .