تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٨ - تفسير ابيات
مانند چار پايان در مقابل عوامل درونى و برونى حركت مى كنند .
اينان همانند زمينهاى خام هستند كه هر چه در آنها كاشته شود مى رويد و بارور مى شود ، اين افراد هستند كه طلبكار جدى پيش روان بشريت هستند ، اگر چه حتى به خود دين و بدهكار و طلبكار هم توجهى نداشته باشند .
اينان اگر مدح و ستايشى در بارهء رشد يافتگان بگويند ، همان اندازه اعتبار دارد كه ملامت و مذمت در باره عقب ماندگان ابراز كنند ، هيچ يك از دو نظريهء آنان از چيز قابل توجهى كشف نمى كند .
تفسير ابيات آن مرد مسلمان خير انديش وقتى كه ديد پند و اندرز او در آن شخص ابله و احمق اثر كند لا حول گويان او را ترك كرده راه خود را پيش گرفت . با خويشتن چنين مى گفت : اكنون كه كوشش و پند و احتجاج من نتيجه اى جز افزودن خيال و بد گمانى در درون او ندارد ، خوبست كه راه خود در پيش گيرم [ و او را به همان جهل مركبش بسپارم تا او را در موقع سقوط به سيه چال مرگ و نابودى بيدارش كند ] .
اكنون راه پند و نصيحت بسته شده مشمول دستور الهى اعرض عنهم گشتهام در آن موقع كه مى بينيد سكنجبينهاى شما صفرا مى فزايد و هر دوايى كه آماده مى كنيد باعث درد بيشترى مى گردد ، دست از آن بيمارى [ كه با خود به مبارزه برخاسته است ] برداريد ، برويد با كسى در ميان بگذاريد كه طالب دوا است . داستان عبس و تولى را بخوانيد ، در اين داستان خواهيد ديد كه خداى ما به پيامبر اكرم مى فرمايد : آن نابينا ( عبد اللَّه بن ام مكتوم ) چون در جستجوى حق و حقيقت به سراغ تو آمده است از آن جهت كه يكى از بىنوايان است نبايد دل او را به درد بياورى ، ما مى دانيم كه علت اشتياق تو به ارشاد شخصيتهاى متنفذ و چشمگير چيست ؟ علت اين اشتياق اين است كه غالباً مردم عامى تابع شخصيتهاى متنفذ و مشهور مى باشند .