تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٧ - اگر فرد يا گروه يا جامعهاى كه در فساد غوطه ور است شخصى را طرد كند به اين عنوان كه هم سنخ با ما نيست بدون ترديد آن شخص يكى از راد مردان است
از آنها كسانى هستند كه از روى تعمد و با داشتن اختيار در مراحل پست حيوانى خود را به زنجير كشيدهاند ، اينان افرادى هستند كه مانند جانوران موذى در مقابل افراد تكامل يافته مطرح مى شوند .
اما نظر افراد ناقص به رشد يافتگان قافلهء بشرى بر سه قسم عمده تقسيم گردد :
قسم اول - آنان كه به نقص و عقب ماندگى و لزوم بر طرف كردن آن متوجه شدهاند نظر اينان به رشد يافتگان همان نظر بيمار به پزشك است كه خواه به زبان بياورد يا نه وضع وجودى او در طلب درمان درد خويش است كه بتواند بيمارى خود را بر طرف نمايد .
قسم دوم - كسانى هستند كه هيچ گونه اطلاعى از پستى و نقص خود ندارند و در عين حال موقعيت خود را در رهگذر زندگانى شايسته ترين موقعيت مى دانند ، اينان همان قربانىهاى جهل مركب هستند كه تاريخ در هر دوره افراد خيلى فراوان از آنها سراغ مى دهد ، هيچ صنفى از انسانها مانند اين گروه در زندگانى در خسارت غوطه ور نيستند .
« قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا . اَلَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً . » ١٨ : ١٠٣ - ١٠٤ [١] ( به آنان بگو : آيا به شما خبر بدهم كه زيانكارترين مردم از نظر عمل كيست ؟ كسانى هستند كه كوشش آنها در زندگانى دنيا گمراه و پوچ است و آنان گمان مى كنند كه كار نيكو مى كنند ) .
اين قسم از اشخاص ضد بشريتند ، اينان ضد علم و تكاملاند ، اگر ديديد اين گونه اشخاص كسى را مورد ملامت و مذمت قرار دادهاند بايد بدانيد كه آن شخص در راه تكامل است كه مانند خورشيد درخشان ديده گان اين خفاش پست فطرت را ناراحت كرده است .
قسم سوم - كسانى هستند كه اصلا نقص و كمال براى آنان مطرح نيست ،
[١] سوره الكهف ، آيهء ١٠٣ و ١٠٤ . .