تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٥ - اگر فرد يا گروه يا جامعهاى كه در فساد غوطه ور است شخصى را طرد كند به اين عنوان كه هم سنخ با ما نيست بدون ترديد آن شخص يكى از راد مردان است
منطق پيامبران كه شالودهء خود را روى وحدت شخصيت انسانها بنا نهاده است مى گويد :
ما تابع خواسته هاى حيوانى انسانها نيستيم ، آنها مطابق قوانينى كه موجوديتشان اقتضا مى كند زندگى طبيعى خود را تنظيم خواهند كرد ، وظيفهء ما پيش برد شخصيت روحى آنان است ، شخصيتى كه نقطهء تابش شعاع خورشيد الهى است ، ما بايستى اين هستهء اصيل را كه در نهاد آنها كاشته شده است برويانيم و بارور بسازيم و حتى در اين راه از روييدن خارهايى كه از خارستان طبيعت حيوانى آنها سر بر مى كشد جلوگيرى خواهيم كرد ، خواه اين مردم سود جو و طبيعت پرست درك و تصديق بكنند يا نه . ماييم كه مى خواهيم آنها را بسازيم نه اين كه آنها بتوانند ما را بسازند .
((٢٠٨٥)) نفرت خفاشكان باشد دليل كه منم خورشيد تابان جليل
اگر فرد يا گروه يا جامعه اى كه در فساد غوطه ور است شخصى را طرد كند به اين عنوان كه هم سنخ با ما نيست بدون ترديد آن شخص يكى از راد مردان است ابو الطيب المتنبى مى گويد :
و إذا اتتك مذمتى من ناقص فهي الشهادة لى بانى كامل (١) (
اگر مذمت من از يك انسان ناقص به تو برسد [ يعنى بشنوى كه انسان ناقصى مرا مذمت مى كند ] خود اين گواهست كه من فردى كاملم ) .
نظر ناقصها به كاملها و كاملها به ناقصها متفاوت است .
اگر شخصى كه كامل فرض شده است واقعاً كامل بوده باشد در مقابل ناقص ممكن
(١) ديوان متنبّى ، برقوقى ، ص ٤٦٨ . .