تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣١ - روايت
عتاب به پيغمبر وجود دارد .
به طور حتم اين عتاب به هيچ وجه با معصوم بودن پيغمبر اسلام منافاتى ندارد . زيرا ، اگر ما امكان ذاتى اشتباه و لغزش را منكر شويم موضوع اختيار منفى مى گردد و اثبات فضيلت بر آنان با دشوارى مواجه مى شود . بلى ، خصوصيت داستان عبس و تولى در اين است كه بعضى از آيات اين سوره با آن چه كه از ساير آيات و منابع معتبر در بارهء پيغمبر ثابت شده است منافات دارد . شدت سرزنش را در اين آيات توجه فرماييد : « عبس و تولى » ( عبوس شد و رو گرداند ) و « اما من استغنى . فانت له تصدى » ( اما كسى كه مستغنى است به او مى پردازى ) « و ما عليك ألا يزكى » ( به تو چه يا چه چيزى دامن گير تو خواهد شد اگر آن مستغنى تزكيهء نفس نكند ) « و اما من جاء ك يسعى و هو يخشى . فانت عنه تلهى » ( اما كسى كه [ عبد اللَّه نابينا ] كه با جديت به سوى تو روى آورده و از خدا مى ترسد ، تو از او اعراض مى كنى ) اين گونه سرزنشها با آن توصيفات فوق العاده در بارهء خاتم الانبياء و دستوراتى كه پيغمبر از خدا دريافته بود سازگار نيست .
طبرسى روايتى از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه آيات فوق در بارهء مردى از بنى اميه است كه در موقع ورود عبد اللَّه بن ام مكتوم در پيش پيغمبر نشسته بود .
روايت « الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه . » [١] ( مردم معدنهايى هستند مانند معادن طلا و نقره . )
[١] سفينة البحار ، ج ٢ ص ١٦٨ . .