تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٠ - داستان عبد اللَّه بن ام مكتوم
رسول الله اين ضعفا را طرد كن ، زيرا ، نمايندگان و بزرگان عرب مى آيند و ما را كه با اين ضعفاء مى بينند خجالت مى كشيم ، تو مى توانى در موقع اجتماع ما با تو اين بىنوايان را دور كنى ، هنگامى كه ما رفتيم دو باره بحضور تو بر گردند ، پيامبر پيش نهاد آنها را اجابت كرد ، آنان گفتند : اين معاهده كتبا انجام بگيرد . پيغمبر على عليه السلام را خواست كه معاهده را بنويسد [ و ما همگى نشسته بوديم و تماشا مى كرديم ] ناگهان جبرئيل نازل شده اين آيه را به پيغمبر خواند ، در نتيجه پيغمبر اكرم صحيفه اى را كه بنا بود معاهده در آن نوشته شود دور انداخته روى به ما آورد و ما به او نزديك شديم و پيغمبر به ما مى گفت :
« كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه اَلرَّحْمَةَ . » ٦ : ٥٤ ( خداى شما براى خويشتن رحمت را مقرر فرموده است ) .
پس از اين حادثه با او مى نشستيم وقتى كه مى خواست برخيزد بر مى خاست و ما را به حال خود مى گذاشت .
خدا اين آيه را نازل كرد كه :
« وَاِصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ اَلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ ١٨ : ٢٨ . . » .
( شكيبايى داشته باش [ نفس خود را شكيبا ساز ] با آن كسانى كه خداى خود را مى خوانند . . . ) .
و مى گفت زندگى و مرگ من با شما است . [١] و مفسرين در اين داستان كسى جز خود پيغمبر اكرم را ذكر نكردهاند .
به اضافهء اين كه اين گونه عتابها كه در قرآن مجيد آمده است قوىترين دليل بر اين است كه قرآن گفتهء پيغمبر اكرم نيست و بطور يقين از خدا نازل شده است ، زيرا ، هيچ كس مخصوصاً شخصى كه رهبرى جامعه بلكه تمام جوامع انسانى را به عهده گرفته است ، خود را مورد عتاب و ملامت قرار نمى دهد و در قرآن در موارد متعددى اين گونه
[١] مجمع البيان طبرسى ، ج ٤ ص ٣٠٥ و ٣٠٦ . .