تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١١ - تفسير ابيات
وجود هر گونه سوء استفاده ها كه بشريت در هر دوره از تاريخش در بارهء علم مرتكب شده است ، با اين حال مقام والاى علم براى جوامع محفوظ مانده و آن را جزء مقدسات محسوب مى دارند . با اين وصف همين علم و معرفت براى آن انسانها كه زندگى شأن خواه با اختيار و خواه بىاختيار در جهل مركب و هدفهاى حيوانى و لذت جويى خلاصه مى شود مزاحم جلوه مى كند .
شايد براى يك انسان كه همواره سر و كارش با دانش و دانش پژوه بوده است اين مطلب قابل هضم نبوده باشد ، ولى متأسفانه اين يك واقعيت است كه فقط يك مراجعهء مختصر به وضع انسان معاصر ما مى تواند آن را اثبات نمايد . بلكه جاى تعجب نيست كه اين نادان دلباخته كه در مقابل تعليم و تربيتهاى مردان الهى مى گويد :
« بو الفضولا معرفت كمتر تراش » كوچكترين دليلى براى توجيه كار خود ارائه نمى كند ، جاى تعجب و تأسف اين است كه شهرت پرستان رهبر نما نه تنها روش اين نادانهاى دلباخته را امضا مى كنند ، بلكه با يك مشت الفاظ جالب كه براى تزيين كالاى ( خود ) اندوختهاند آنها را به همين بىخبرى و بىخيالى تشويق و تحريك مى كنند .
اينان به جاى اين كه ريشه هاى اقتصادى و سياسى و روانى اين درد خانمان سوز را پيدا كرده و در صدد چاره جويىهاى بىغرضانه بر آيند و به جاى اين كه در بارهء احياء اين لاشه هاى متحرك در خيابانها و كوچه ها بر آيند ، نفوس حيوانى اين بىنوايان خود باخته را به صورت بازارى براى فلسفه بافىها و به اصطلاح تازه گويىها درمى آورند اگر كسى به اين آقايان بگويد : آقايان عزيز بشريت رو به سقوط مى رود ، بشريت امروز نيازمند ايده ها و انديشه هاى عالى و پاك مى باشد ، اين تشنگان را سيراب كنيد ، پاسخى كه به شما خواهند داد همين است كه برو بابا : بو الفضولا معرفت كمتر تراش .
تفسير ابيات هنگامى كه خرس به وسيلهء آن مرد از كام اژدها نجات پيدا مى كند و آن كرامت و مردانگى را مى بيند مانند سگ اصحاب كهف ملازم و هم دم آن مرد شكيبا مى گردد .