تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٣ - براى شنيدن آهنگ هستى بايستى از يك يك اجزاء هستى كنار شويم تا مجموع آهنگ را از ارتعاش مجموع اجزاء بشنويم
مى كنند و درك مى كنند كه ميلياردها بار از نظر كميت و كيفيت بزرگتر و با عظمتتر از اين لانه محقر من است . اين متفكرين هم بايد بدانند كه براى شناسايى باغ وجود و باغبانش شناسايى لانهء محقر اين كرهء خاكى كه مانند شاخه اى در درخت منظومه شمسى كه در قطعه اى از كهكشان كه در فضايى بىكران پر از كهكشانها و كازارها قرار گرفته است كافى نيست وانگهى فرض مى كنيم كه همان كرم ناچيز را از آن لانهء محقر در آورديم و در همان باغ به زمين گذاشتيم ، آيا بنياد زندگى و درك اين حيوان محقر داراى آن ابعاد هست كه مانند يك انسان بوده باشد كه در باغ ايستاده و از واحدهاى آن باغ مى تواند اطلاع به دست بياورد ، يا در هر نقطه اى از نقاط باغ كه او را قرار بدهيم با درك يك بعدى يا با درك مخصوص به خود همهء آن نقاط را كه به شكل لانه هاى محقرى كه خراب شده و ديوارهايش ريخته است مجسم خواهد كرد ؟ اگر يك حيوان ظريف و كوچك را آن چنان فرض كنيم كه بتواند در يكى از تارها يا ساير اجزاء وسيلهء موسيقى زندگى كند حتى چنين فرض كنيم كه اين حيوان مى تواند از همهء نقاط اجزاء وسيلهء موسيقى بگذرد و همهء آنها را ببيند و ارتعاش هر يك از آن اجزاء را هم لمس كند و صداهاى هر يك از آنها را بشنود با اين حال اين حيوان ظريف هرگز از آهنگ كلى آن وسيله چيزى درك نخواهد كرد زيرا - هر يكى از نقاط اجزاء آن وسيله آن حيوان را از نظر موجوديت و دركى كه دارد محدود مى سازد . اين است معناى آن بيت كه نظامى گنجوى مى گويد :
زين پرده ترانه ساخت نتوان وين پرده به خود شناخت نتوان
از طرف ديگر در هر نژاد و جامعه و در هر عصرى از اعصار اشخاص فراوانى پيدا شدهاند كه مدهوش آهنگ مجموع اجزاى هستى بودهاند ، به اضافهء قافلهء پيشوايان توحيد هزاران فيلسوف و متفكرين جهان بينى و ميليونها راد مرد الهى كه بدون مطالعهء همهء اجزاء اين جهان و بدون لمس كردن ارتعاش هر يك از اجزاء و صداهاى مخصوص آنها از استماع آهنگ كلى برخوردار بودهاند . اين شنوندگان تيز هوش و راد مرد در شرق و غرب كرهء خاكى فراوان بودهاند و به فراوانى پيدا مى شوند .