تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٤ - براى شنيدن آهنگ هستى بايستى از يك يك اجزاء هستى كنار شويم تا مجموع آهنگ را از ارتعاش مجموع اجزاء بشنويم
اگر كسى در وجود اين شنوندگان ترديد داشته باشد ، مى تواند در دريافت قوانين كلى جهان هستى كه در هر دوره اى از انديشمندان مشاهده مى شود ، ترديد داشته بلكه مى تواند ادعاى قوانين كلى را جزء خرافات و موهومات معرفى كند ، تا كنون هيچ انديشمند بشرى بهمهء جهان ماده و حركت دست نيافته است ، تا كنون هيچ يك از قوانين كليه كه در جهان شناسى ادعا مى شود ، از روى مشاهدهء حسى نبوده است .
براى شنيدن اين آهنگ :
((١٩٤٢)) چرخ را در زير پاى آر اى شجاع بشنو از فوق فلك بانگ سماع
چگونه مى توان گام را فوق جهان ماده گذاشت ؟ آن چنان كه روح شما به ما فوق كالبد مادى گام مى گذارد و به تمام كالبد شما مسلط مى گردد و تمام اجزاء جزئى و كلى آن را مى شناسد ، ارتعاش آنها را درك مى كند ، صدايشان را مى شنود . شما مى توانيد بگوييد : ممكن است روح من كالبد جسمانىام را درك كند و هر گونه فعاليت و صداهاى آن را دريابد ، اما به هيچ وجه نمى توانم به همهء جهان هستى مسلط شوم و آهنگ مجموعى آن را بشنوم . شما صحيح مى گوييد اما يك مسئله هم وجود دارد كه نبايد فراموش كنيم و آن اين است كه يك فرد معمولى كه آهنگ زيبا و جالب را تشخيص مى دهد در مقابل يك يا چند وسيلهء با عظمت موسيقى مى نشيند و موزيسينها آنها را مى نوازند ، ، آن فرد معمولى آن آهنگ را مى شنود و لذت مى برد - بدون اين كه از اجزاء آن وسيله موسيقى و مهارتى كه در ساختن و تركيب آنها بكار رفته است اطلاعى داشته باشد .