تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٨ - چون تعليم و تربيت كار خدا است ، اى انسانى كه نمايندگى او را پذيرفتهاى از او استمداد كن و توفيق ثمر بخش را از او مسئلت بدار
رؤياى تعبير نشدهء متفكرين مصلح جامعهء عمل خواهد ، پوشيد ، زيرا ، فرمانده و فرمانبر ، مربى و تربيت شده ، كارگر دستى و كارگر فكرى همه و همه را داراى حيات احساس خواهند كرد كه همهء آنها پيوستگى واقعى بيك ديگر پيدا كردهاند ، نه چسبيدن و وصله گرىهاى مصنوعى .
جلال الدين مى گويد :
مى شنيدم فحش و خر مى راندم رب يسر زير لب مى خواندم
چون تعليم و تربيت كار خدا است ، اى انسانى كه نمايندگى او را پذيرفته اى از او استمداد كن و توفيق ثمر بخش را از او مسئلت بدار بسيار خوب ، مى خواهيم انسانى را به رشد شخصيت برسانيم .
مى دانيد معناى اين جمله چيست ؟ معناى اين جمله اين است كه مى خواهيم از يك مشت گوشت و رگ و استخوان و خون سقراطى به وجود بياوريم ، افلاطون بسازيم ، مارك اورل را به صحنهء انسانى وارد كنيم ، از يك كودك بلخى جلال الدين رومى مولوى استخراج كنيم ، اينها چه موجوداتى هستند كه ما مى خواهيم آن چنان بسازيم ؟ چيزى نيستند نگران مباشيد همان جاندارانى بودند كه اگر واحدهاى تربيتى آنها معكوس مى شد ، يا يك واحد منحرف در كار تربيت آنها دخالت مى كرد ، به صورت جلادان خون آشام تاريخ بر مى آمدند ، زيرا ، به قول ويكتور هوگو هيچ حيوانى براى كبوتر شدن آفريده نمى شود كه بعداً به صورت كركس در آيد ، مگر انسان كه كبوتر آفريده مى شود ، سپس تعليم و تربيت مى تواند آن را در دو صورت سقراطى يا نرونى و چنگيزى در آورد .
اين نقطهء عطف سحر آميز كه به اضافهء بىنهايت را در يك لحظه به منهاى بىنهايت تنزل مى دهد ، يا بالعكس منهاى بىنهايت را در يك لحظه تا به اضافهء بىنهايت اعتلا مى بخشد ، چيست و كجا است ؟