تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٢ - اين يك اشتباه بزرگ است كه گرايش ايده آل را از دست بدهيم ، سپس در وظيفه ترديد كنيم و چنين نتيجه بگيريم كه عدالت الهى مورد ترديد است
بتواند راد مردان رنجيدهء تاريخ را براى ما قابل احترام بسازد ؟ سقراط كه با تمام اختيار پيالهء سم شوكران را به دست گرفته و سيلىهاى آتشين و اهانتها كه گاندىها را شعله ور ساخته و گلوله هم به زندگانيشان خاتمه داده و آن انسانها كه براى روشن كردن زندگانى ديگران در تاريكىهاى زندانها جان شيرين از دست دادهاند ، به صورت مردان احمق و مسخره اى در مى آيند كه جز تيره بختان نادان نام ديگرى براى آنها سراغ نداريم بهترين عبارت را در اين مسئله مترلينگ بيان مى كند ، او مى گويد :
مى گويند : ثابت شده كه كليهء حوادث دردناك براى اين بوده كه بشر به مبارزه به سر نوشت شوم خود در آمده است ، ولى بعكس آن من عقيده دارم هيچ فاجعه اى بروز نكرده مگر مقدر شوم در آن دخالت نداشته است : من خيلى از اين كتابها را مطالعه كردهام و نتوانستم به قهرمانى بر خورد كنم كه با سر نوشت صاف و سادهء خود نبرد كرده باشد . در عمق قضيه فجايع دردناك به علت سر نوشت نيست ، بلكه از آن رواست كه قهرمان فاجعه هميشه به عقل حمله برده است . [١] اين يك اشتباه بزرگ است كه گرايش ايده آل را از دست بدهيم ، سپس در وظيفه ترديد كنيم و چنين نتيجه بگيريم كه عدالت الهى مورد ترديد است چه هراسى داشته باشيم از اين كه خود را قربانى جهالت خويشتن معرفى كنيم ؟ ما گاهى در عين حال كه در عميقترين مسائل با دقيقترين انديشه ها خود را سر گرم مى كنيم ، غفلت از آن داريم كه جريان واقعى خود را كنار گذاشتهايم .
دو فرد را در نظر بگيريد كه كنار رودخانهء عميق و پهناور و سنگلاخى رسيدهاند كه سيل خروشانى در آن رودخانه در جريان است ، يكى از دو نفر ماهيت آب و خواص جريان آن را از همه عينكهاى علمى مربوط به آن مى داند و ديگرى
[١] عقل و سر نوشت ، موريس مترلينگ ، ص ٢٦ . .