تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٩ - مسئلهء نهم صورتهاى خندان در روز رستاخيز
و نشاط واقعى خواهد گشت نه ناشى از نقص يا ابراز نقص ديگران . آيا شايسته مى دانيد كه خندهء شما روح شخص ديگرى را بگرياند اگر چه خود نتواند گريهء روحش را تشخيص بدهد ؟ بكوشيم خندهء ما بر افراد ناقص خندهء آن پدر يا مادر مهربان بر كودكش باشد كه فقط براى شكوفان شدن روح كودك انجام مى گيرد نه براى ايذا و اهانت او .
اكنون كه ما با تحقيقات فراوان روان شناسان و روان پزشكان از ( ارسطو ) گرفته تا ( داروين ) و از ( افلاطون ) گرفته تا ( برگسون ) [١] . . . و غير هم نتوانستهايم ماهيت و حقيقت و انواع خنده را كاملا بشناسيم ، اكنون كه ما مى دانيم بعضى از خنده هاى ما ارواح انسانها را جريحه دار مى سازد ، اكنون كه ما با پديده اى روبه رو هستيم كه با كمى افراط در آن هم مرز جنون مى شويم ، پس شايسته اين است كه خنده را در شادمانىهاى واقعى سر دهيم كه به حد كافى مى توانيم در اين زندگانى براى خود و ديگران ايجاد كنيم .
مسئلهء نهم صورتهاى خندان در روز رستاخيز « وُجُوه يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ . ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ . » ٨٠ : ٣٨ - ٣٩ [٢] [ در روز رستاخيز ] صورتهايى روشن و گشاده و خندان و بشارت يافته هستند ) .
جبران خليل آن انسان شناس انسان دوست در كتاب ( پيامبر ) گفته است :
« بخنديد اما بدانيد كه همهء خنده هاى شما اين خنده ها نيست » .
چه جملهء عالى انسانى كدامين انسان آگاه است كه عظمت روح خود را واقعا دريابد و شكفتگى و شادمانى روحش را در همين خنده هاى تقليدى و جراحت بار و شخصيت سوز منحصر كند ؟ اگر ما توجه به روح و كليت آن داشتيم ، آن روح كه افراد انسانى را اجزاء خود مى بيند و ناله ها و شكنجه هاى آنها را در مى يابد ، آيا مى توانستيم خندهء واقعى داشته باشيم ؟ همچنين اگر ما به اين حقيقت اطلاع داشتيم كه خنده و شكوفان شدن روح در اثر تكامل ، خندهء روح در اثر خنديدن و شكوفان
[١] مقصود ما بررسىهاى اين شخصيتها در روان شناسى است ، نه اين كه آنان روان شناس متخصصى هستند ، اگر چه برگسون روش تحقيقى عميقى در درون بينى دارد . .
[٢] سوره عبس ، آيهء ٣٨ و ٣٩ . .