تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٠ - هر حقيقتى كه مكشوف مى شود در تعريفات و قوانين تثبيت شده تغييراتى را وارد مى سازد
خود نتيجهء كمى سرعت دويدن او است ، اين حقيقت كه فرد از لحاظ فعل كنونى خود نمى تواند محكوم قانون عليت باشد ، حقيقتى است كه بر پايهء منطقى بنا شده و از نوع معلومات پس از تجربه است و شبيه است به اين اصل بديهى كه جزء ممكن نيست از كل خود بزرگتر باشد . » [١] اما پاسخ نيمهء دوم اعتراض مزبور به قرار ذيل است :
هر حقيقتى كه مكشوف مى شود در تعريفات و قوانين تثبيت شده تغييراتى را وارد مى سازد مقدارى از معماها در شناسايىهاى پسيكولوژى كه شايد قرنها است به صورت معماى لا ينحل مانده است . بدان جهت كه عده اى از متفكرين اصرار مى ورزند كه قوانين دو قلمرو درون ذاتى و برون ذاتى را يكى بدانند . مثلًا بىميل نيستند قوانين و تعريفات فيزيكى را بدون كم و زياد در مسائل روانى هم به كار ببرند و چون اين كار امكان ناپذير است ، اين امكان ناپذير بودن در مقدارى از مسائل كه به صورت معما در آمدهاند جلوه مى كند ، در اين مورد مى گويند : تحمل داشته باشيد ، آينده همهء اين مشكلات را با عينك علمى خالص حل و فصل كرده ، هر دو قلمرو را يكى خواهد كرد ، ولى از اين نتيجه چشم پوشى مى كنند كه هر حقيقتى كه مكشوف مى گردد ، در تعريفات و قوانين تثبيت شده تغييراتى وارد مى سازد .
براى توضيح اين جمله مى توانيم از حالا بر گرديم به تاريخ علم كه پشت سر گذاشتهايم و موقعى كه دقت لازم و كافى به عمل مى آوريم ، مى بينيم قوانين و تعريفاتى كه مثلًا در زمان ارسطو در بارهء ماده و حركت داشتيم ، با وجود آنها هزاران مجهولات در پشت پرده انتظار حل و فصل شدن را مى كشيدند . معناى اين مطلب اين است كه وجود قوانين و تعريفاتى كه در زمان ارسطو تثبيت شده بود ، نمى توانست كشف مجهولاتى بيش از آن چه را كه در آن زمان از عهدهء قوانين و تعريفات بر مى آيد امكان پذير سازد . به عبارت ديگر مطابق معلومات آن روز قوانين و تعريفات مخصوصى مطرح بوده است .
[١] همان مأخذ ، ص ٢٢٩ . .