تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٨ - با دست خويش كارگاه بختتان را نشكنيد
((١٥٨٦)) پس دل من كارگاه بخت توست چه شكنى اين كارگاه اى نادرست ؟
با دست خويش كارگاه بختتان را نشكنيد چقدر مطلب انسانى عالى است كه جلال الدين گوشزد مى كند . مى گويد : مواظب باشيد گاهى ندانسته كارگاه بخت و اقبال خود را نابود مى كنيد . آيهء شريفه مى گويد :
« . . . يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ ٥٩ : ٢ . . . » (١) ( آنان خانه هاى خود را با دست خودشان خراب مى كنند ) در دنيا مردم كوته نظر و جاهل به جهل مركب فراوان هستند . اينان به جهت نادانى و عشق به هوى و هوس و خود پرستى حتى از دريافت خود و شناسايى خويش نيز كوراند . اينان در زير سقفى كه نشستهاند ديوار آن سقف را خراب مى كنند و سقف را به سرشان مى ريزند ، چرا ؟ براى آن كه تنها خودشان را مى بينند و آن نقطه از ديوار را كه كلنگ مى زنند ، ولى نمى دانند كه سقف بالاى سرشان روى اين ديوار ايستاده است . خوششان مى آيد كه مواد سمى را بسر چشمهء آب زلال مى ريزند و نمى دانند كه اين همان چشمه است كه كاسه و كوزهء آنها و پيوستگانشان را پر خواهد كرد .
سر مست و عربده زنان در ظلمت شب گفتارها و كردارهاى زشت از آنها صادر مى شود نمى دانند كه همه اين گفتارها و كردارها در پيرامون آنها موجى ايجاد مى كند كه در بامداد به طوفانى مبدل شده كشتى شخصيتشان را نابود خواهد ساخت .
(١) سوره حشر ، آيه ٢ . .