تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٥ - تتمهء قصه حاسدان بر غلام خاص سلطان و حقيقت آن
روايت
پنهان داشتن راز در دلهايى كه مانند گليم كهنه سوراخ سوراخ است خنده آور مى باشد
روايت « المؤمن ينظر بنور الله . » ( مؤمن به نور خدا نگاه مى كند ) .
يا « اتقوا فراسة المؤمن فانه ينظر بنور الله » [١] ( بپرهيزيد از فراست و بينايى درونى مؤمن ، زيرا - او با نور خدايى مى نگرد . )
((١٥٨١)) از دل سوراخ چون كهنه گليم پرده اى بندد به پيش آن حكيم
((١٥٨٢)) پرده مى خندد بر او با صد دهان هر دهانى گشته اشكافى بر آن
پنهان داشتن راز در دلهايى كه مانند گليم كهنه سوراخ سوراخ است خنده آور مى باشد هر اندازه هم كه در يك انسان نيروى مقاومت زياد باشد و بتواند از ابراز اسرار خويشتن خود دارى كند ، با اين حال از بروز مكنوناتش در امان نيست . اسرارى كه مى توان براى پنهان داشتن آنها كوشيد اقسام گوناگونى دارد ، از آن جمله :
١ - گفتار يا كردارهاى شايسته .
٢ - گفتار يا كردارهاى ناشايست .
اين دو قسم به نوبت خود به دو قسم ديگر تقسيم مى گردد :
فردى و اجتماعى
[١] سفينة البحار ، ج ١ ، ص ٣٥٦ كه جامع الصغير سيوطى ، ج ١ ، ص ٨ ، روايت فوق از پيغمبر نقل شده است . .